نگاهی به ادبیات و سینمای دنبالهدار استفن کینگ
سال 1974 بود که نخستین رمان ترسناک و البته پر فروش استفن کینگ با عنوان Carrie منتشر شد و از همان سال به بعد، این نویسنده همواره موضوع داغی در داستانها و رمانهای وحشت بوده است. داستان Carrie درباره دختری است که به واسطه آزار و اذیت دیگران به نقطهای میرسد که از قدرتهای ذهنی خود برای کارهای شرورانه و وحشتناک استفاده میکند. خوانندگان حرفهای و باهوش از همان نخستین داستان کینگ متوجه شدند که این نویسنده قرار است چه دنیای ذهنی مرموزی را وارد رمانهایش کند؛ قدرتهای ذهنی خاص، خونآشامها، مجنونهای روانی و دنیاهای پیچیده و عجیب. چنین سبکی به صورت واضح به دوران کودکی استفن کینگ اشاره میکنند؛ کودکیای مملو از داستانهای علمی-تخیلی و سبک وحشت عامهپسند، از آثار ارزانقیمت کلاسیک وینسنت پرایس گرفته تا نوشتههای ریچارد ماتیسون، نویسنده کهنهکار منطقه گرگ و میش.
چنین علاقه به اندازهای به ژانر وحشت است که باعث خلق چنین رمانهای ترسناکی شده است؛ گاها بعضی رمانهای او صرفا از تاریکترین و مرموزترین بخش ذهنی کینگ بیرون میآید. خاطرات مبهم استیون کینگ در چهار سالگی، زمانی که یکی از دوستانش در اثر برخورد با قطار کشته شد، الهامبخش داستان جسد (The Body) بود. همچنین، شاهکار ترسناک او یعنی برج تاریک (The Dark Tower) تجربه شخصی او از تصادف با یک کامیون و نجات معجزهآسایش را بازتاب میدهد. از آن زمان، حس تازه و هولناک فانی بودن در کتابهای او جریان دارد؛ و این ترس از مرگ، حتی از خونآشامها یا ارواح انتقامجو هم وحشتناکتر است.
