سعید صادقی*– اختلال طیف اُتیسم اختلالی عصب-تحولی است. به این معنی که در سنین اولیه و به علت انحراف در
روند رشد مغز به وجود میآید. این اختلال در سالهای اخیر شیوع بسیار چشمگیری داشته است و از یک اختلال نادر (1 در هر 10.000 در سه دهه گذشته) به یک اختلال همهگیر (1 در هر 58 تولد) در سالهای اخیر تبدیل شده است. مهمترین علائم این اختلال شامل ضعف در مهارتهای ارتباطی و اجتماعی و وجود رفتارهای اضافه همچون علائق خاص و محدود، الگوهای محدود رفتاری و پافشاریهای افراطی است. تاکنون هیچ علت دقیقی برای ابتلاء به اختلال طیف اُتیسم شناسایی نشده است و همه عواملی که در سببشناسی این اختلال معرفی شدهاند، در حد فرضیه است. با این وجود، متقنترین فرضیه، تعامل ژن-محیط است. بنابراین نقش محیط اولیه پس از تولد در بروز اختلال طیف اتیسم بسیار مهم است. به این معنی که در صورت وجود پیشآمادگی ژنتیکی در کودک، اگر سالهای اولیه پس از تولد سرشار از تعامل و از نظر تجربه ارتباطات انسانی غنی باشد، ممکن است علائم کامل یا شدید اتیسم بروز نکند و یا برعکس، اگر سبک زندگی کودک ارتباطی نباشد و در محیطی تکراری و فقیر از تجربیات تعاملی قرار داشته باشد، زمینه برای بروز کامل علائم اختلال طیف اتیسم فراهم میشود و در نتیجه کودک با احتمال فراون تشخیص اتیسم را دریافت خواهد کرد.
تقریبا در هیچ کجای دنیا نمیتوان این مدل از درمان کودکان با اختلال طیف اتیسم را دید که آنان را در بیمارستانهای اعصاب و روان درمان کنند. چرا که مطالعات علمی نشان دادهاند که درمان و توانبخشی خردسالان با اختلال اتیسم از نوع آموزشی است و اقدامات پزشکی و داروها به هیچ وجهه خط مقدم درمان اتیسم نیستند. این سیاست وزارت بهداشت برای متخصصان حوزه اختلال طیف اتیسم بسیار تعجب برانگیز و ناگوار بود و به مانند این است که تصمیم گرفته شود که آموزش خردسالان طبیعی برای مثال مدارس، کلاسهای اموزش زبان انگلیسی یا مهدهای کودک را به بیمارستانهای اعصاب و روان منتقل کنند!
