گروه تئاتر و موسیقی: آیا همانقدر که انسان ذاتاً فناپذیر و فراموششدنی است خاطرات او نیز از میان میرود و ذهن بشر دچار نسیان میشود؟ یا بهخاطر دردناک بودن خاطرات تاریخی، خود در تلاش برای فراموشی این زخمهای فردی و جمعی هستیم. یا به قول پل ریکور «برای ما انسانها مبارزه یا خاطره کار مشکلی است، گاهی بیش از حد خاطره داریم، یعنی بیش از حد خفتهاو ضعفها رابه یاد میآوریم و گاهی نیز با کمبود خاطره و افراط در فراموشی روبهرو هستیم»؟

به گزارش بولتن نیوز به نقل از روزنامه ایران، نمایش «هر یاد که بود، رفت بر باد» حول همین فراموشی میچرخد، شاید هم حول فراموششدگان. سهراب کریمی، کارگردان جوان این نمایش به خاطره و تاریخ میپردازد، اینکه ما چه اندازه تاریخ معاصر خود را به یاد سپردهایم، آیا بهیاد داشتن آن روزها اهمیتی دارد یا اینکه بگذاریم تاریخ، خود ثبت شود؟ کریمی دنبال روزمره انسانهاست در روزهایی نه چندان دور و نمایشش را بر اساس مصاحبههایی که انجام داده نوشته است و آنها را کلمه به کلمه با مخاطب در میان میگذارد. این مونولوگ مستند که تندیس بهترین متن هشتمین جشنواره مونولوگ را از آن خود کرده است و در جشنواره تئاتر دانشگاهی به صحنه رفت، هفته گذشته به مدت پنج شب در گالری محسن اجرا شد. در ادامه گفتوگوی کوتاهی را با سهراب کریمی در مورد ایده نمایش میخوانید:
