از کوهسار و رود و محبوب

سرزمین پهناور ما لیکن، در شاکله مدارای تاریخی خود با آشنا و بیگانه، در تلاش حفظ تمامیت آنچه از هزاران سال اندوخته است...
سرزمین پهناور ما لیکن، در شاکله مدارای تاریخی خود با آشنا و بیگانه، در تلاش حفظ تمامیت آنچه از هزاران سال اندوخته است…

گروه ادبیات، نشر و رسانه: سید محمدحسین بهجت تبریزی که او را به نام شهریار می‌شناسیم، 27 شهریورماه 1367 درگذشت؛ محبوب‌ترین شاعر کلاسیک‌گوی ایران از مشروطه به این سو و بعدها سالروز درگذشت وی، به نام روز ملی شعر و ادب ایران نامیده شد. او در شعر فارسی، شهرتی ملی و در شعر ترکی آذربایجانی شهرتی فرامرزی داشت. چندین نسل با شعرهای او جوانی‌ها کردند و پیری‌های خویش را به تفکر و تأمل در جهانی که لحظه به لحظه در تغییری نفسگیر بود، سپری ساختند؛ شهریار تنها شاعری بود که نمودار محبوبیتش از روزگار جوانی تا پیری فرو نکاست و پس از مرگش، حتی افزون شد.

از کوهسار و رود و محبوب

به گزارش بولتن نیوز به نقل از روزنامه ایران، نوشتن شعر، ساختن آدمی است. شاکله کالبدی که قالب است و دمیدن موسیقی و نظم و تقارن واژه‌ها و هجاها تا پا بگیرد این صورتگری و به لطف هزار هزار شیوه عیسایی گردد که برانگیخته است و برمی‌انگیزاند. شعر از آن جهتی که آیینه اطوار دلبرانگی جهان است به هستی زن نزدیک است که شعر است و در آن ابهت و سخت‌جانی‌اش حرکت مدام نثری است پر تلاطم که مردانه می‌زید. شعر آمده است چون صاعقه‌ای بر دشت بی‌حاصل، تا زبان حال الکنی چون آدم باشد که نخستین بار زبان به عذر گشود در مقابل محبوب که «ربنا ظلمنا انفسنا…» اگر تو نبخشی که بر جان مشتاق ما رحمت آرد؟ شعر در آینه آیین‌ها، نجوای روح عاصی سرگشته‌ای است که در طلب بهشت گمشده از برزخ کلمه گذشته است تا در برزخ فلسفیدن استدلالیان، با پای دل از دریای شناخت جهان بگذرد. شعر در شرق نسیم عنبر افشان سرگشتگی و حدیث رنج پیامبران بزرگ و در غرب، حاصل عرق ریزان بازیگران عبوس در دشت‌های بی‌حاصل است تا آرزو بکارند و کلمه درو کنند که نخست کلمه بوده است گویا.

منبع  : بولتن نیوز

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *