گروه ادبیات، نشر و رسانه: آنهایی که رمان داییجان ناپلئون ایرج پزشکزاد را خواندهاند یا آنهایی که در دهه پنجاه، مجموعه تلویزیونیاش را [که از بهترین آثار روزگار سینمای موج نو است] به کارگردانی ناصر تقوایی دیدهاند یا آنهایی که نسخه رنگ رو رفته و ناقص آن را در روزهای «ویدئوهای نوارکوچک» رؤیت کردهاند یا خوشبختهایی که توانستهاند نسخه باکیفیت و نسبتاً کاملش را از موزه سینما تهیه کنند و ببینند، حتماً به یاد دارند که بزرگترین افتخار شخصیت داییجان، جنگ کازرون بوده که با آب و تاب توسط پیشکارش مشقاسم بازروایی میشده و در حد جنگ واترلوی ناپلئون بناپارت گسترش مییافته!

به گزارش بولتن نیوز به نقل از روزنامه ایران، در حالی که در اصل، بیشتر از نزاعی کوتاهمدت میان مأموران حکومتی و یاغیان نبوده است. در واقع، تفکر داییجان ناپلئونی که همه رویدادهای جهان را حاصل جنگ جهانی متفقین علیه خودش میدید، مبدأش به همین جنگ کازرون برمیگشت؛ حالا به قول خدابیامرز عمران صلاحی:«حکایت ماست!» شعر مدرن کممخاطب و گاه بیمخاطب، ترانه را مسئول همه ناکامیها میبیند و از اواخر دهه چهل، این سوءتفاهم، هی بیشتر و بیشتر شده تا حدی که حتی شاعری پرمخاطب چون شاملو هم، یکی از خوانندگان موسیقی پاپ را که برخی شعرهایش را به ترانه بدل و نسل نو را با آنها آشنا کرده بود، انکر الاصوات خوانده بود که دفترهای شعرش را از هیچ دستبردی معاف نمیکرد!
