از رمان مری شلی تا همکاری با سوپرمن
انتشارات دیسی از کاراکترهای بسیاری استفاده کرده است که سرنمون قلمداد میشوند. از سرمشقهای حقیقت، امید و عدالت گرفته تا نمود آز، غرور و دیوانگی را میتوان در بین آنها دید. برای همین هم شاید چندان شگفتآور نباشد که هیولای فرانکنشتاین رمان سال ۱۸۱۸ مری شلی نیز راه به کمیکهای دیسی بیابد. در هر حال، این موجود چه چیزیست جز تجلی اشتیاق هر فرد در تعلق داشتن، پذیرفته شدن و پیوند انسانی و سرنوشت تراژیک آنهایی که چنین ملزوماتی را ندارند؟
نخستین استفاده از روایت شلی به سال ۱۹۴۸ و شماره ۱۳۵ کمیک Detective Comics بازمیگردد. ماجرای The True Story of Frankenstein به دست ادموند همیلتون نوشته شد و باب کین مدادزنی آن را انجام داد. در این نگارش، هیولا در واقع انسانی به اسم ایوان است که به عنوان دستیار بارون فرانکنشتاین دچار حادثهای در آزمایشگاه میشود تا جانش با تزریق آدرنالین نجات یابد.
