ایران در ژانویه سال 2012 دومین تولیدکننده و یکی از رهبران اوپک به حساب
میآمد، در حالی که امروز در جایگاه ششمین تولیدکننده این سازمان قرار
گرفته و نفوذ خود در آن را نیز تا حد زیادی از دست داده است. با این حال،
امروز و بعد از گذشت حدود دو سال از آغاز روند تحریمهای یکجابنه غرب علیه
صنعت نفت ایران، تغییرات زیادی در ماجرای مناقشه بین این کشور و غرب ایجاد
شده است؛ تغییراتی که هر آن احتمال گشایشی موثر در وضعیت فروش نفت ایران و
متعاقب آن تغییر آرایش سیاسی سازمان اوپک را در خود مستتر دارد. در این
راستا، ایران در 7 ماه گذشته و پس از تغییر قدرت اجرایی، دست به بازیهای
هوشمندانهای در جریان مذاکرات با غرب زده است.
امروز همه تحلیلگران اذعان دارند که قدرت چانهزنی ایران در صحنه سیاست
بینالمللی نسبت به چند ماه قبل به شدت افزایش یافته است. اما تنها افزایش
قدرت چانهزنی نمیتواند حلال مشکلات کشور باشد. ایران در حال حاضر جایگاه
اقتصادی خود را در مقام یک اَبَرتولیدکننده نفت و گاز از دست داده است و
قدرت اقتصادی این کشور بین چند کشور دیگر پخش شده است. بدون شک ایران بدون
پس گرفتن موقعیت اقتصادی سابق، نخواهد توانست مذاکرات با غرب بر سر مسئله
هستهای خود را با موفقیت کامل به ثمر برساند. بنابراین، باید تمهیداتی
بیاندیشد تا در حین مذاکرات هستهای به صورت تدریجی بتواند موقعیت سابق خود
را بازپس گیرد.
بدیهیست
که سازش با غرب بدون پا پس کشیدن از مواضع اصلی برای ایران مسئله
بغرنجیست که ظرایف و پیچیدگیهای بسیاری دارد. زمانی که رابطه تنها در
قالب تخاصم و عدم ارتباط تعریف شده باشد، سیاستورزی چندان امر پیچیدهای
نخواهد بود. اما زمانی که رابطه یک کشور تبدیل به مجموعهای از تقابلها و
نیازهای دوجانبه میشود، ساحت سیاستورزی نیز محتاج تغییرات عمده و اتخاذ
تمهیدات اندیشیدهشده خواهد بود. ایران در سال 2012 با تحریمهای جدید نفتی
همانطوری برخورد کرد که دولت محمد مصدق در دهه 30 شمسی و بعد از آن تمام
دولتهای برآمده از انقلاب 57 برخورد میکردند. روند و سنت سیاسی در مقابله
با تحریمها درون ایران در طول بیش از نیم قرن اخیر و خصوصاً در 34 سال
گذشته، عموماً مبتنی بوده است بر راهحلهایی نظیرِ دور زدن تحریمها،
یافتن مشتریهای جدید و رویکرد اتکای بیشتر به ظرفیتهای اقتصاد داخلی؛
راهحلهایی که غرب در سال 2012 با در نظر داشتن تجربیات انباشته خود از
تحریم نفت ایران توانست به گونهای موثر آنها را مدیریت کند. (البته باید
درنظر داشت که شدت تحریمهای اعمالشده در دو سال گذشته با هیچیک از دوران
بعد از انقلاب قابلمقایسه نیست.)
اما این پایان ماجرا نیست، از طرفی ایران کشوری نظیر لیبی در زمان معمر
قذافی یا عراقِ صدام حسین نیست که به سادگی از مواضع خود کوتاه بیاید و از
طرف دیگر این کشور با ادامه دادن به بازیِ بیتوجهی به تحریمها و عمل به
سنت سیاسی خود در یافتن راهحلهای متعارف برای دور زدن تحریمها، عملاً و
با دست خود به دام سناریوی از پیش تعیینشده غرب و ایالات متحده میافتاد.
