چرا ملی شدن صنعت نفت، نمی‌تواند الگویی برای پرونده‌ی هسته‌ای ما باشد؟

ظاهر قضیه این است که نفت ایران تا سال‌ها به سرقت انگلستان می‌رفت اما بعد از تلاش‌های حقوقی دکتر مصدق و زمینه‌چینی‌های داخلی، این حق ضایع شده به ملت ایران بازگشت. اما حتی این ظاهر قضیه هم به همین‌جا ختم نمی‌شود.
ظاهر قضیه این است که نفت ایران تا سال‌ها به سرقت انگلستان می‌رفت اما بعد از تلاش‌های حقوقی دکتر مصدق و زمینه‌چینی‌های داخلی، این حق ضایع شده به ملت ایران بازگشت. اما حتی این ظاهر قضیه هم به همین‌جا ختم نمی‌شود.

گروه انرژی – سیدمجتبی
نعیمی
:
تا
به امروز، درباره‌ی ملی شدن صنعت نفت کتاب‌ها و مقالات گوناگونی نوشته شده و
سخنرانی‌های مختلفی انجام شده است. در برخی از این تولیدات، آنچنان با نگاه مثبت
در رابطه با نتیجه‌ی مبارزات ملی شدن صنعت نفت سخن به میان آمده که نتیجه‌ی تاریخی
آن، اعتماد به مذاکرات قانونی با غربی‌ها و قول و قرارهایی‌ست که آنها به آن متعهد
می‌شوند.

به گزارش بولتن نیوز، به
عبارت دیگر، عده‌ای کوته نظر با محدود دیدن کل ماجرای ملی شدن صنعت نفت تا آن مقطع
زمانی که دادگاه لاحه حکم نهایی را صادر کرد، اینگونه القا می‌کنند که اولاً تلاش‌های
حقوقی و دیپلماتیک دکتر مصدق جواب داد و ثانیا، به تبع عبارت قبلی، می‌توان در
مواجه به غربی‌ها از مسیر طبیعی قانونی اقدام کرده و نگاه خوش‌بینانه‌ای به
مذاکرات با آنها دارند. در نتیجه، با توجه به درس تاریخی که از این اتفاق می‌گیرند،
برای زمان حال نسخه پیچیده و در مسائل دیگری مثل مناقشه‌ی هسته‌ای غرب با ایران،
تجویزهای خوش‌بینانه صادر می‌کنند.

اما
آنهایی که از بالا به مقوله‌ی حقوق بین‌الملل نگاه می‌کنند به خوبی می‌دانند که
این رشته از حقوق -از آنجا که به استناد به نص صریح اکثر کتب حقوقی- دارای کمترین
ضمانت اجراست و تنها تا زمانی می‌توان به آن بسنده کرد که در چهارچوب منافع
قلدرهای بین‌المللی باشد. البته تا دل‌تان بخواهد برای این قاعده، سند تاریخی وجود
دارد که خود پرونده‌ی ملی شدن صنعت ما یکی از برجسته‌ترین نمونه‌های قربانی‌ شدن
حقوق بین‌الملل در زیر پای سیاست‌های قدرت‌های بین‌المللی‌ست.

منبع  : بولتن نیوز

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *