
جهان پیرامون ما این روزها تصویری از یک تناقض زنده است، هر لحظه میتوانیم ادعا کنیم به هر نقطهای متصل هستیم، اما در عمل، در میان انبوهی از کابلهای قطعشده گیر افتادهایم و در برزخی از امید به اتصال، به پذیرش موقعیت فعلی رسیده ایم.
در شرایط فعلی بیش از همه تولید و بخش خدمات سنتی مانند خردهفروشی، تعمیرات، و خدمات فنی را هدف قرار داده است. این کسبوکارها مجبورند فیزیکی باز باشند، اما ابزارهای حیاتی آنها برای مدیریت زنجیره تأمین، پرداخت، صدور فاکتور و ارتباط با مشتریان دچار وقفههای مکرر است. این اختلالات، هزینههای سربار را افزایش داده و سرعت گردش سرمایه را به شدت کاهش میدهد. این گونه است که مغازهها بازند، چراغهایشان روشن است، اما به دلیل در دسترس نبودن اینترنت و ابزارهایی که امروز بستر تجارت را تعریف میکنند در برزخی از عدم قطعیت معلق هستند و در عمل قفل شده باقی ماندهاند. این وضعیت اقتصاد را نیمهفعال کرده است،
