آینده
خط لوله صلح روز به روز تاریکتر میشود. عملکرد بسیار منفعلانه و منفی
دولت پاکستان در جریان گروگانگیری مرزبانان ایرانی توسط گروهک تروریستی
جیش العدل، تنها یک استثناء در چرخش مواضع دولت پاکستان نبوده است؛
هماکنون نشانههایی وجود دارد که پاکستان عملاً چرخش به سمت «ائتلاف
استراتژیک» با عربستان سعودی و احیاناً سیاستهای ضدایرانی خود را آغاز
کرده است. در این نوشته سعی خواهیم کرد با مبنا قرار دادن پروژه خط لوله
صلح، تغییرات ژئوپلتیکیِ در حال تکوین در این منطقه از کره زمین را مورد
بررسی قرار دهیم.
اجازه
دهید در ابتدا تاریخچه خط لوله صلح (یا خط لوله انتقال گاز ایران-
پاکستان) را به اختصار مرور کنیم. جرقهها و ایدههای ابتدایی احداث این
خط لوله به اوایل دهه نود میلادی باز میگردد؛ بحران انرژی در پاکستان با
180 میلیون نفر جمعیت و همچنین ضرورت انتقال گاز به شبهقاره هند و در
نهایت چین به عنوان اقتصادهای نوظهورِ محتاج انرژی، باعث شد تا در سال 1995
توافقات اولیه بین ایران و پاکستان برای ساخت این خط لوله حاصل آید. هند
که در ابتدا جزئی این پروژه بود، در سال 2009 پس از امضای یک قرارداد
هستهای با واشنگتن از آن کنار کشید. اما قرارداد نهایی این خط لوله در سال
2010 بین ایران و پاکستان امضاء شد. بر اساس این قرارداد دو کشور متعهد
شدند تا دسامبر سال 2014 احداث بخشهایی از این خط لوله که در خاک هر کشور
واقع شده است، را به پایان برسانند. طبق این قرارداد ایران روزانه 30
میلیون متر مکعب گاز طبیعی به مدت 25 سال به پاکستان صادر میکرد.
ایران هماکنون 900 کیلومتر از این خط لوله را در خاک خود تکمیل کرده است.
اما پاکستان به دلایل مختلف از جمله ناتوانی برای تأمین مالی این پروژه،
قیمت بالای گاز و تحریمهای آمریکا از اجرای پروژه سرباز زده است. طبق این
قرارداد اگر پاکستان نتواند تعهدات مربوط به خود را در موعد مقرر (پایان
سال 2014) عملی سازد باید روزانه 3 میلیون دلار به ایران غرامت بپردازد.
اکنون دیگر کاملاً مشخص شده است که تا این تاریخ، هیچ گازی از میدان گازی
پارس جنوبی به پاکستان صادر نخواهد شد.
