
تجربههاي جهاني و اصول بديهي ارتباطات بحران نشان ميدهد حتي اطلاعرساني ناقص، اگر صادقانه و مستمر باشد، به مراتب كمهزينهتر از سكوت مطلق است. سكوت، همواره بدترين سناريو را در ذهن جامعه فعال ميكند.
در بحران اخير ارتباطات و محدوديت اينترنت، نيز آنچه بيش از خودِ اختلال آزاردهنده بود، غيبت معنادار نهادهاي متولي اطلاعرساني بود؛ غيبتي كه نه فقط به معناي تاخير در پاسخگويي، بلكه در عمل به تعطيلي روابط عموميها و سخنگوهايي انجاميد كه فلسفه وجوديشان دقيقا براي چنين روزهايي تعريف شده است. مديريت بحران، هنر روزهاي آرام نيست؛ توان روابط عموميها در شرايطي سنجيده ميشود كه فضا ملتهب است، شايعه در حال تكثير است و جامعه به دنبال نشانهاي حداقلي از «كنترل اوضاع» ميگردد.
