علی شمیرانی – در جوانی دوستی داشتم که به همه نوع مواد مخدر اعتیاد سنگین داشت و با مشقت و سختی زیاد و چند بار ترکِ ناموفق، سرانجام توانسته بود از چنگ اعتیاد رها شود.

اگرچه در چهره و ظاهرش از سوختگی روی دستهایش گرفته تا خندههایی که سعی میکرد با بستن لبهایش نابودی دندانهایش را بپوشاند، یادگارهای آن دوران باقی مانده بود.
او در کنار شغل اصلی خود در یکی از انجمنهای ترک اعتیاد هم کار میکرد. یکبار در لابلای حرفهایش فهمیدم تنها کسانی میتوانند در این انجمنها مشغول به کار و کمک به ترک سایر معتادان شوند که خود قبلا سابقه اعتیاد و ترک داشته باشند.
