
در تاریخ تلویزیون ایران، عروسکهای ماندگاری، چون کلاهقرمزی، پسرخاله، فامیل دور و دیگر شخصیتهای آن جهان دوستداشتنی، عمدتاً در چارچوب برنامههای کودک و نوجوان تعریف میشدند. هرچند بزرگسالان نیز مخاطب آنها بودند، اما هویت اصلی این شخصیتها در نسبت با جهان کودکی شکل میگرفت. بیشتر مخاطب کودک و نوجوان داشت. جهانی سرشار از معصومیت، بازیگوشی و آموزشهای غیرمستقیم.
جنابخان در واقع وارث سنتی است که در آن هنر و طنز، ابزار نقد اجتماعی محسوب میشوند. او با بهرهگیری از زبان شوخی، موسیقی، بداههپردازی و گفتوگو، فضایی ایجاد میکند که در آن میتوان درباره مسائل جدی سخن گفت، بیآنکه تلخی موضوع بر مخاطب غلبه کند. به همین دلیل است که بسیاری از ماندگارترین لحظات حضور او نه صرفاً لحظات خنده، بلکه همان موقعیتهایی بودهاند که توانسته است حرف دل بخشی از جامعه را بیان کند.
