
این روزها اتفاقی عجیبی افکار عمومی را جریحهدار کرده است؛ قتل پسر بهدست والدین خود. در آغازین روزهای پر التهاب انتشار خبر قتل بابک خرمدین (کارگردان و استاد دانشگاه) صفحات شبکههای اجتماعی پر بود از لحظه به لحظه اعتراف پدر و مادر قاتل که در مدت کوتاهی به قتل دختر و دامادشان نیز اعتراف کردند. این اتفاق تلخی است که شاید پس از بارها و بارها بررسی از زوایای مختلف باز هم باورکردنی نباشد. گرچه پرونده قتل بابک خرمدین به وسیله والدینش بهدلیل شیوه قتل و جایگاه اجتماعی مقتول بازتاب گستردهای داشت ولی تنها پروندهای نیست که در آن والدین با به قتل رساندن فرزندانش باعث بهت جامعه شدهاند. فرزندکشی از سالیان بسیار دور به دلایل مختلف ازجمله انگیزههای ناموسی، موادمخدر، مالی و دلایل باورنکردنی دیگر به وقوع پیوسته و در این گزارش از جنایی نگاران صفحههای حوادث نشریهها خواستهایم تجربههای شخصیشان از رویارویی با چنین پروندههایی را به اشتراک بگذارند.
رنج درونی والدین قاتل
مرجان همایونی، خبرنگار حوادث که ۱۴ سال در جریان حوادث مختلف ازجمله فرزندکشیها قرار داشت، میگوید: «قتل، کلمهای که در آن تلخی موج میزند و بهدنبال این کلمه یک سؤال ذهن را مشغول میکند؛ چطور قاتل دلش آمد؟ اما زمانی که این قتل با مقتولی به نام فرزند برچسب میخورد تلختر میشود. زمانی که جنایت از سوی کسانی که مهمترین پناه انسان هستند صورت گیرد، دیگر حتی ذهن سؤال هم نمیپرسد. چرا که بهقدری موضوع شوکهکننده است که جایی برای سؤال نمیگذارد و دردناکتر وقتی است که مقتولان قدرت دفاع از خود نداشته باشند و در دوران کودکی و نوجوانی قربانی خشم والدین شده باشند. با این که در مقابل پدر و مادرهایی نشستهام که دست به جنایت زدهاند اما یکی از تلخترین این جنایت قتل دختری به نام سارا بود. یادم میآید که قربانی خشم آنی پدر شده بود و پدر نیز دخترک را به آتش کشیده بود. نه تنها پدر سارا، بلکه قاتلانی که فرزندانشان را به قتل رسانده بودند از صمیم قلب از کاری که کرده بودند پشیمان بودند. حتی بعضی از آنها پس از قتل فرزند به زندگی خود پایان داده بودند، چرا که نتوانسته بودند حجم غمی که روی قلبشان سنگینی میکرد را تحمل کنند. من باور دارم حتی آنهایی که روبهرویم مینشستند و میگفتند که از دست بچههایمان خسته شدهایم و از کاری که کردهایم راضی هستیم در اعماق وجودشان از اتفاقی که رقم خورده بود رنج میکشیدند.»
