طرح شوم دشمن برای بلعیدن ایران اسلامی و غارت منابع عظیم آن، با اقتصاد مقاومتی و مدیریت میدانی تنگه هرمز به کابوسی برای طراحانش بدل شد و ورق اقتصادی به نفع ملت برگشت
جوان آنلاین: ایرانمان در روزهای پایانی اسفندماه سال ۱۴۰۴، حوادث دردناک و در عین حال غرورآمیزی را تجربه کرد که تاریخ آن را به عنوان یکی از حماسیترین روزهای مقاومت خواهد شناخت. رژیم تروریست آمریکا که این بار با وقاحت تمام و همراه با سگ نگهبان منطقهایاش، رژیم وحشی صهیونیستی، نقشه شوم خود را به مرحله اجرا گذاشت، میپنداشت با به شهادت رساندن امام جامعه و جمعی از فرماندهان و فرشتههای معصوم مخصوصا در مدرسه «شجره طیبه» میناب، اراده ملت ایران کهن اسلامی را در هم خواهد شکست. طبقه اپستین متشکل از باند جنایتکار واشینگتن و تلآویو گمان میکردند که با این اقدام، میتوانند کشور پهناور ایران اسلامی را یک لقمه چرب کرده و ببلعند، اما مقاومت بینظیر مردم ایران اسلامی مانع از تحقق این خواب آشفته شد و در یک تقسیم کار ماندگار و تاریخی، مدیریت تنگه هرمز و کوبیدن ضربات دردآور به دشمن بر عهده نیروهای مسلح قرار گرفت و مردم نیز وظیفه حفظ انسجام داخلی و نگهداری از تنگه احد را بر دوش کشیدند و تاکنون، پوزه نجس طبقه اپستین (اهالی جزیره بدنام) را به زمین زدهاند و انشاءالله این مسیر پایدار خواهد بود. علاوه بر ابعاد نظامی و سیاسی و امنیتی، دشمن در حوزه اقتصادی نیز ضربات سنگین و دردآوری را متحمل شده است و این روند همچنان ادامه دارد. این واقعیت تلخ برای غربیها نشان میدهد که شیاطین مجسم عصر حاضر که در جلد امثال سرکردههای رژیم وحشی آمریکا و رژیم کودککش صهیونیستی مجسم شدهاند، در حال شکست تاریخی هستند و نظم جدیدی در حال شکلگیری است.
دشمن امریکایی-صهیونی در فضای جنگ تحمیلی اخیر، علاوه بر تمرکز بر اهداف نظامی و امنیتی خود، موضوع دیگری را نیز در دستور کار قرار داده بود که شاید در نگاه اول خیلی مورد توجه قرار نگیرد، آسیب مشخص به بسترها، موضعها و فرایند معیشتی و اقتصادی کشور، به صورت مشخص هدف ناگفتهای است که میتوان در دستور پروژه جنگی دشمان به وضوح مشاهده کرد. آنها علاوه بر تجاوز به تمامیت ارزی و نظامی، به دنبال تزریق انواع تکانههای منفی به ساختار و بافتار اقتصاد و معیشت مردم نیز بودند و در این پروژه با تمام توان دنبال میکردند. به همین بهانه، مناسب است پیرامون این موضوع طرح بحثی صورت گیرد تا از شکست دیگر دشمن در این زمینه رونمایی شود و حقایق میدان برای آیندگان روشن گردد.
بررسی اسناد و گفتههای منتشر شده از سوی اتاقهای فکر دشمن نشان میدهد که محاسبه آنها بر این پایه استوار بود که با حذف فیزیکی امام جامعه و فرماندهان ارشد ایران جان، کشور از نظر سلسله مراتب تصمیمگیری فلج خواهد شد وهمزمان با هدفگیری زیرساختهای انرژی و بنادر، میپنداشتند که درآمدهای کشورمان به صفر خواهد رسید. این یعنی وقتی مقام عالی سیاسی کشور و ارگانهای ذیل آن در کنار دولت نتوانند قد و قامت مدیریتی خود را نشان دهند، آنگاه اقتصاد روزمره و سیاستهای کلان در اجرا دچار اختلال خواهد شد. هدف اول آنها ایجاد ابرتحریمی از جنس موشک و بمب بود. طبقه اپستین به دنبال آن بودند که آنچه را که در سالهای طولانی تحریمهای فلجکننده نتوانستند به دست آورند، در چند روز جنگ بدست آورند. به بیانی واضح، فروپاشی کامل ارزش پول ملی و قفل شدن چرخههای تولید، آن چیزی بود که در تحریمهای اقتصادی به دنبال آن بودند و با جنگ میخواستند به آن دست پیدا کنند.
بررسیهای میدانی گویای آن است که آنها به دنبال تکرار سناریوی عراق پس از سال ۲۰۰۳ بودند. جایی که زیرساختهای نفتی منهدم شد و کشور برای یک دهه در پیشرفت اقتصادی عقب ماند. سناریوی طراحی شده در وزارت جنگ امریکا و اتاقهای فکر صهیونیستی بر این بود که جمهوری اسلامی ایران به سمت بستن تنگه هرمز نخواهد رفت چراکه در این صورت، با بسته شدن تنگه هرمز و توقف عبور ۲۰ درصد نفت جهان از این تنگه راهبردی، ایران به عنوان عامل اصلی افزایش قیمت نفت به بالای ۱۰۰ دلار معرفی و در داخل کشور نارضایتی عمومی ایجاد میشود. اما با وجود شروع جنگ و تداوم آن، نه تنها این اتفاق رقم نخورد، بلکه این سناریو به عکس درآمد چه آنکه ایران با مدیریت هوشمندانه تنگه هرمز و نه انسداد نظامی آن، و همکاری ر اهبردی با خریداران نفتیاش، هم توانست شوک ناشی از عرضه را متوجه اقتصادها کند و هم درآمد قابل قبولی عاید کشورمان کند. علاوه بر این، اقتصاد امداد را که به معنای مدیریت خسارات وارده بر امکنه و مسکنهای شخصی است، در اولویت و تخصیص منابع خود قرار داد.
