٢١ آذر ١٣٩٦
![]()
بسترهای جدید یادگیری، همواره از دغدغههای مهم و اساسی پژوهشگران بودهاند. در مبحث آموزش، یکی از مهمترین و تاثیرگذارترین موارد، بستر و یا به عبارتی فراگیرتر، محل یادگیری بوده است. بازیهای رایانهای به عنوان بستری فعال و مناسب برای آموزش، کمکم جدی گرفته شدند تا جایی که وارد علوم دانشگاهی و پژوهشی شده و مطالعات فراوانی را فراهم آوردند.
اولین تغییری که ورود بازیهای رایانهای به عرصهی آموزش در یادگیری ایجاد کرده است، در اساس یادگیری به چشم میخورد. محققان دریافتهاند که ابزارهای جدید، یادگیری را از «به خاطر آوردن» و «تکرار کردن اطلاعات» به «توانایی پیدا کردن اطلاعات، سنجش آنها و استفادهی درست و به موقع از آنها» تبدیل کردهاند. محققان بر این باورند که بازیهای رایانهای میتوانند در یادگیری علوم پیشرفتهی قرن بیست و یکم، از جمله مرتبه بالاتر فکر، توانایی حل مسائل پیچیده، استقلال فکری، همکاری، برقراری ارتباط و استفاده از ابزارهای دیجیتالی برای جمعآوری اطلاعات موثر باشند.
نتایج تحقیقات در دانشگاه ویسکانسین نشان میدهند که بازیها الزاما نباید برای مقاصد آموزشی ساخته شده باشند تا نتیجهی آموزشی داشته باشند. بازیها میتوانند روشهای شناخت، انجام و حضور را به اجماع برسانند و فراگیران با استفاده از بازیها میتوانند به عنوان عضوی از یک جامعهی وسیع با اهداف مشترک، به یادگیری بپردازند. این مسئله بازیهای رایانهای را به ابزاری سودمند برای مقاصد اجتماعی هم تبدیل میکند.
