به مناسبت پایان ماجراجویی کارمن برزاتو و رفقایش
یادم است حدود دو ماه پیش که قصد داشتم سریال The Bear را تماشا کنم، بسیاری از دوستانم که چند فصلی از سریال را پیشتر تماشا کرده بودند گفتند: «الان وقت مناسبی نیست.» دوستانم معتقد بودند که در شرایط فعلی جامعه و با توجه موقعیت سخت فعلی زندگی شخصی خودم، تماشای سریالی که کاراکترهای آن مدام بر سر یکدیگر داد و فریاد میزنند، صرفا قرار است وضعیت را دشوارتر کند. اما من برای تماشای سریال، تنها یک دلیل کافی داشتم. چه چیزی باعث شده تا سازنده، برای پایان فصل اول سریال، ترانه Let Down از گروه Radiohead را به عنوان حسن ختام انتخاب کند؟ همین سوال باعث شد تا به تماشای سریال The Bear بنشینم.
از قضا تماشای این سریال برای من مصادف شد با انتشار اخبار فصل پنجم و پایانی سریال و این موضوع باعث شد تماشای ماجراجویی کارمن برزاتو و خانواده منحصربهفردش در رستوران بِر (Bear) برای من یک سفر کوتاهمدت اما شیرین باشد. پیش از آنکه به تماشای سریال بپردازم، تصور میکردم قرار است با اثری طرف باشم که تماما درباره غذا و آداب رستورانداری است. تصور میکردم قرار است با غذاهای رنگارنگ و ظرف غذاهایی مواجه شوم که حتی در واپسین ساعتهای شب باعث گرسنگیام شوند. درست است که The Bear شامل این موضوعات هم میشود و از دیدگاه تازهای به این مسائل میپردازد، اما اصل ماجرا، درباره آدمهای رستوران است. درباره تکتک کارکنان The Bear که نه ابرقهرمان هستند و نه شرور. آنها انسان هستند؛ درست مثل ما.
