در دنیای سینمای کمدی کمتر کسی را می توان با پیتر سلرز بزرگ مقایسه کرد و صادقانه بگوییم که نمی توان منظره کامل شوخی و کمدی در سینما را بدون ردپای این بازیگر توانا تصور کرد. با این وجود، برای سال های طولانی در دوران فعالیت هنری اش، مهارت های او به عنوان یک بازیگر در نقش های درام، پنهان باقی مانده بود، تا اینکه سلرز نقش اصلی فیلم «حضور» (Being There) ساخته هال اشبی را بازی کرد و نشان داد که سلرز در نقش های احساسی و غیر کمیک نیز به همان اندازه فیلم های کمدی اش توانا و چیره دست است. سلرز در این فیلم تصویری واقعی و کاملاً قابل درک از شخصیت چنسِ باغبان ارائه می دهد که ابتدا ما را به خنده وا می دارد اما در ادامه ما را با چشم های اشکبار به حال خود رها می سازد. چنس که شخصیت اصلی فیلم است و ظاهراً مردی ساده لوح و دست و پا چلفتی به نظر می رسد، نماد واقعی شعار «زندگی در لحظه» است.

تماشاگر در ابتدا فکر می کند که سبک زندگی در لحظه او بیشتر نتیجه سادگی و ساده لوحی اوست تا هدف و باور واقعی اش. اما هیچگاه از این موضوع اطمینان نداریم و فیلم در نهایت به ما نشان می دهد که مهم نیست دلیل این سبک زندگی او چه باشد. چنس شخصیتی است که چیزی از زندگی نمی داند، جز آن چه که از طریق تلویزیون محل زندگی ارباب خود دیده است و او پارچه ای ساده و تمیز است که دیگران افکار و عقاید خود را روی آن به نمایش در می آورند. وقتی که چنس به عنوان یک مرد میانسال برای اولین بار با دنیای واقعی روبرو می شود، رفتار ساده و ناتوانی او در تعاملات اجتماعی باعث واکنش های متفاوتی در میان اطرافیان او می شود. بعضی از این واکنش ها بسیار دوست داشتنی و هیجان انگیز و برخی دیگر دردناک هستند اما با این وجود، «حضور» سفری عاطفی را برای مخاطب خود تضمین می نماید.
