سیره فردی امام علی (علیه السلام)

۱۳۹۲/۰۱/۱۱ ۰۲:۵۸

درباره سیره فردی امام علی (علیه السلام) توضیح دهید.

پاسخ:
موضوع بسيار گسترده است به اين 3 گفتار توجه نمائيد:
1- شخصيت‏ هاي بزرگ تاريخ، غالباً در يك يا چند بعد از ابعاد مثبت وجودي جلوه مي‏ كنند و شهرت مي‏ يابند؛ مثلاً برخي در جهات علمي، برخي اخلاقي، برخي حماسي و…..
در اين ميان به ندرت كساني يافت مي‏ شوند كه در همه ابعاد والاي انساني و امتيازات بشري، سرآمد ديگران بوده و صفات و ويژگي‏هاي مختلف و گوناگوني را كه به ظاهر با هم قابل جمع نيستند، يك جا دارا باشند. يكي از بارزترين نمونه‏ هاي اين گونه شخصيت‏ ها، شخصيت شگفت‏ انگيز و بي‏ همتاي مولاي متقيان، اميرالمؤمنين(علیه السلام) است. جامعيت علي(ع) در همه ابعاد انساني، هم از سيره آن حضرت كاملاً هويدا است و هم از سخنان گرانبار او به خوبي آشكار مي‏ گردد. سخن هر كسي نماينده دارايي روح اوست و به همان دنيايي تعلق دارد كه روح گوينده‏ اش به آنجا تعلق دارد. طبعاً سخني كه به چندين دنياي متفاوت تعلق دارد، نشان از روحيه‏ اي است كه در انحصار يك دنياي خاص نيست و از آنجا كه روح علي(ع) محدود به دنياي خاصي نبوده، در همه جهان‏ ها حضور دارد و به اصطلاح عرفا، «انسان كامل» و «كون جامع»{1} و دارنده همه مراتب است، سخنش نيز به دنياي خاصي محدود نيست.
از امتيازات سخن علي(ع) اين است كه به اصطلاح شايع عصر ما، چند بعدي است، نه يك بعدي. خاصيت همه جانبه بودن سخن و روح علي(ع)، مطلبي نيست كه تازه كشف شده باشد. بلكه موضوعي است كه از ديرباز اعجاب انديشمندان را برانگيخته است. سيدرضي(ره) كه هزار سال پيش مي‏ زيسته است، شيفته اين جامعيت بوده است. وي مي‏ گويد: «از نكات شگفت‏ انگيز علي(ع) كه ويژه اوست، اين است كه وقتي انسان سخناني كه حضرتش، درباره زهد و موعظه و تنبه فرموده است، تأمل مي‏ كند و موقتاً از ياد مي‏ برد كه اين سخن، از آن كسي بوده كه شخصيت اجتماعي بزرگي داشته، فرمانش همه جا نافذ بوده و مالك الرقاب عصر خويش محسوب مي‏ شده است، ترديد نمي‏ كند كه اين سخن، از آن كسي است كه جز زهد و كناره‏ گيري از دنيا، چيزي را نمي‏ شناسد و كاري جز عبادت و ذكر ندارد و گوشه خانه يا دامنه كوهي را براي انزوا و عبادت اختيار كرده است، به گونه‏ اي كه جز صداي خوش چيزي را نمي‏ شنود و از هياهوي اجتماع كاملاً بي‏ خبر است. كسي باور نمي‏ كند كه سخناني كه در زهد و موعظه تا اين حد موج و اوج گرفته است، از آن كسي است كه در ميدان جنگ، تا قلب لشكر دشمن فرو مي‏ رود، شمشيرش همواره در اهتزاز و آماده ربودن سر دشمن است، دليران را به خاك مي‏ افكند و از دم تيغش خون مي‏ چكد و در همين حال، زاهدترين زاهدان و عابدترين عابدان است.
سيد رضي آن گاه ادامه مي‏ دهد: «من اين مطلب را به طور مكرر با دوستان خود در ميان مي‏ گذارم و اعجاب آن‏ها را نيز برمي‏ انگيزم»
شيخ محمد عبده، شارح نهج‏ البلاغه، نيز تحت تأثير همين جنبه نهج‏ البلاغه قرار گرفته است. تغيير پرده‏ ها در نهج‏ البلاغه و سير دادن خواننده به سوي عوالم گوناگون، بيش از هر چيز ديگر مورد توجه و اعجاب او قرار گرفته، چنان كه خود در مقدمه شرح نهج‏ البلاغه، بدان اشاره كرده است.
افزون بر آن كه سخنان علي(ع) كه نماينده روح والاي اوست، شخصيت اميرمؤمنان علي(ع) يك شخصيت وسيع، همه جانبه و چند بعدي است و همواره در طول تاريخ نيز به اين خصلت ستوده شده است. او در عين اين كه زمامداري است عادل، عابدي است شب زنده‏ دار؛ در محراب عبادت گريان است و در ميدان نبرد خندان؛ سربازي شجاع و بي‏ پرواست و در عين حال سرپرستي مهربان و رقيق القلب؛ حكيمي است ژرف‏ انديش، در عين اين كه فرماندهي است لايق. او هم معلم است و هم خطيب؛ هم قاضي است و هم مفتي، هم كشاورز است و هم نويسنده. در يك كلام، او انسان كامل است.
صفي‏ الدين حلي، متوفاي قرن هشتم هجري، درباره حضرت علي(ع) مي‏ گويد:
جمعت في صفاتك الأضداد و لهذا عزت بك الأنداد
زاهدٌ حاكمٌ حليمٌ شجاعٌ ‏فاتك ناسك فقيرٌ جوادٌ
شيمٌ ما جمعن في بشرٌ قطُّ و لا حاز مثلهنِّ العباد
خلقٌ يخجل النسيم من اللّطف و بأسن يذوب عنه الجماد
جلّ معناك أن تحيط به ‏الشعر و يحصي صفاتك النقاد
در وجود تو صفات متضاد جمع شده‏ اند، و به همين جهت است كه نظيري براي تو نمي‏ توان يافت.
زاهدي حكيم و بردباري بي‏ باك، شجاعي عبادت‏گر و تهي دستي بخشنده/
اوصافي كه تاكنون در هيچ بشري جمع نشده است، و هيچ يك از بندگان خدا نتوانسته‏ اند آن را به دست آورند/
صاحب اخلاقي نيكو كه نسيم از لطافت آن شرمنده مي‏ شود، (و در جاي خود) چنان صلابتي داري كه جماد را آب مي‏ كند/
مقام تو والاتر از آن است كه شعر را ياراي احاطه بر آن باشد، و يا شخص نقاد بتواند صفات تو را برشمارد/
علي(ع) با اين كه از معنويات سخن رانده، فصاحت را به اوج كمال رسانيده است، هرگز از مي و معشوق يا مفاخرت و امثال آن كه ميدان‏ هاي باز و گسترده براي نكته‏ گويي و سخن‏ پردازي است، بحث نكرده است. افزون بر اين، سخن والاي او براي خود سخن و اظهار هنر سخنوري نبوده؛ بلكه سخن براي او وسيله بوده است، نه هدف/
او نمي‏ خواسته است با سخنوري خويش، يك اثر هنري و يا شاهكار ادبي از خود بر جاي بگذارد. از همه بالاتر اينكه، سخن او محدود به زمان و مكان و يا افراد معيني نيست، بلكه مخاطب او انسان است و به همين جهت نه مرز مي‏ شناسد و نه زمان. اين در حالي است كه اين ويژگي‏ ها، ميدان را از نظر سخنوري محدود و سخنور را مقيد مي‏ سازد.
نردبان آسمان است اين كلام هر كه از آن بر رود آيد به بام نى به بام چرخ كان اخضر بود بل به بامى كز فلك برتر بود.( 2 ) واين خصلت فقط در امام علي (ع) وجود داشت.

پي نوشت ها:
1. در شرح نصوص الحكم آمده است: «و الكون الجامع هو الاًّنسان الكامل المسمّي بآدم و غيره ليس له هذه القابليْ و الاًّستعداد»؛ كون جامع، همان انسان كامل است كه آدم ناميده شده است و غير او را چنين استعداد و قابليتي نيست». ، ص 329.
2 ..مجموعه آثار، استاد شهيدمطهري، ج 16، سيري در نهج‏ البلاغه، كتابي شگفت (شاهكارها) ص 374 – 372، انتشارات صدرا: چاپ اول، مرداد 1377، تهران، نقل با تصرف و تلخيص.
—————————–

2 -بزرگترين عامل خوشبختي و راز كاميابي خانواده، در گرم و با صفا نگه داشتن كانون خانواده اخلاق پسنديده و محبت و مهرباني و وفاداري در آن است؛ از اين رو امام علي (عليه السلام) فرمودند: «هيچ همنشيني مانند نيك خويي و هيچ ميراثي همسنگ ادب نيست»(1)
آن حضرت كه خود دست پرورده اخلاق خوب پيامبر است، از حضرت آموخته كه رمز پيروزي در زندگي، به ويژه در كانون گرم خانواده، داشتن خلق و خوي پسنديده است.
بر اين اساس، پيامبر تربيت شده الهي و علي (عليه السلام) تربيت شده پيامبر (صلي الله عليه و آله) است؛ يعني از همان چشمه زلال الهي، بهره گرفته است. به عبارت ديگر دو ركن اساسي خانواده علوي علي (عليه السلام) و فاطمه (سلام الله عليها) هر دو از چشمه سار الهي وحي سيراب شده، به وسيله پيامبر تربيت و پرورش يافته اند؛ بنابراين با هم توافق كامل دارند. علي (عليه السلام)، فاطمه (سلام الله عليها) را به خوبي مي شناسد و براي او احترامي در خور، قائل است. فاطمه (سلام الله عليها) نيز منزلت علي (عليه السلام) مي دانست و او را محترم مي شمرد چنان كه زن مسلمان، به پيشواي خويش احترام مي نهد و به خاطر همين شناخت، و كانون پر از مهر و عاطفه خانوادگي بود كه علي (عليه السلام) مي فرمود:
به خدا سوگند هيچ گاه فاطمه را به اكراه به كاري وانداشتم و او را ناراحت نكردم و خشمگين نساختم، تا خداوند او را نزد خويش برد و او نيز هيچ زمان مرا ناراحت و خشمگين نكرد و از دستور من سرنپيچيد، هرگاه به او نگاه مي كردم همه ناراحتي ها و غم هايم را از ياد مي بردم.(2)
همكاري با همسر:
با اينكه پيامبر (صلي الله عليه و آله) كارها را ميان آنها تقسيم كرده بود به اين شكل كه علي (عليه السلام) موظف به كارهاي بيرون از خانه و فاطمه (سلام الله عليها) به امور داخل خانه مي رسيد با اين حال حضرت علي (عليه السلام) در خانه نيز به حضرت فاطمه (سلام الله عليها) كمك مي كرد و از بار سنگين كارهاي داخل خانه كه بر دوش او بود، مي كاست. و به فاطمه (سلام الله عليها) ياري مي داد.
امام صادق عليه السلام مي فرمايد: «اميرمؤمنان به خانه هيزم و آب مي آورد و جارو مي كرد و فاطمه سلام الله عليها آسياب و خمير مي كرد و نان مي پخت»(3)
اين ها نمونه هايي است از شيوه همسرداري علي (عليه السلام) بود كه نشان مي دهد چگونه به فاطمه (سلام الله عليها) كمك مي كرد و سيره او در خانه و با همسرش بر چه اساسي استوار بود. امام هيچ گاه از ياري و كمك به همسرش در خانه و بيرون از خانه، كوتاهي نكرد و مقررات اسلامي را در مورد وي ناديده نگرفت و در هر حال مدافعش بود.
توسعه در احسان به خانواده:
حضرت در مورد حقوق همسران فرمودند: «مبادا بر زنان خود ستم روا داريد و آنان را از حق خويش محروم سازيد. هر كس به اندازه يك درهم گوشت براي همسر و فرزندان خويش خريداري كند مانند كسي است كه برده اي از فرزندان اسماعيل را آزاد ساخته است.»(4)
پرستاري ووفاداري از همسر:
روزي حضرت زهرا (عليها سلام) بيمار و بستري شد. حضرت علي (عليه السلام) به بالين او آمد و گفت: چه ميل داري تا برايت فراهم كنم؟ فاطمه (عليها سلام) نمي خواست كه شوهرش را به زحمت اندازد در پاسخ گفت: من از شما چيزي نمي خواهم. حضرت علي (عليه السلام) اصرار كرد. فاطمه (عليها سلام) گفت: اي پسرعمو، پدرم به من سفارش كرده كه هرگز چيزي از شوهرت درخواست نكن. مبادا او نداشته باشد و در برابر درخواست تو شرمنده شود. علي (عليه السلام) فرمود: اي فاطمه (عليها سلام) به حق من، هر چه ميل داري بگو. فاطمه (عليها سلام) اكنون كه مرا سوگند دادي اگر اناري برايم فراهم كني خوب است. حضرت علي (عليه السلام) برخاست و براي فراهم نمودن انار از خانه بيرون رفت… (5)

منبع  : مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی

برای مشاهده کامل مطب کلیک کنید

 

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *