
پردهخوانِ شب هفتم از شبهای دهگانه «خیمه هنر»؛ رسول میرزاعلی، فرزند مرشد حسن میرزاعلی، نوه مرشد تقی میرزاعلی و نتیجه مرشد رضا میرزاعلی و تعزیهخوانِ این شب؛ احمد عزیزی، فرزند تقی عزیزی، نوه حسین عزیزی و نتیجه عزیز عزیزی هر دو از خانوادههایی برآمدهاند که پدر در پدر و پشت در پشت تعزیهخوان بودهاند و شیفتهٔ آن تشنهکامی که با لب تشنه جان داد.
رسول میرزاعلی که تعزیهخوان بودنش به کمکش آمده است تا تواناییاش در مقام پردهخوان بیشتر به چشم بیاید در هفتمین شب از «خیمه هنر»، شنبه سیزدهم تیرماه، به نَقلِ داستانی از «کرامت حرّ شهید» براساس کتاب «داستانهای شگفت» به قلم عبدالحسین دستغیب پرداخت. میرزاعلی با اشاره به اینکه «ما، پدر در پدر نوکر حسین (ع) هستیم و بازمانده تعزیهخوانهای تکیهدولت» نخست از پدرِ پدربزرگش؛ مرشد رضا میرزاعلی گفت که طفلخوان تکیه دولت بوده است و ادامه داد: «پدر من از ۶، ۷ سالگی، در میدانی در باغ فردوس تهران، در حالی که پهلوان این طرف، درویش آن طرف و پردهخوان طرف دیگر بودند، سالی به دوازده ماه صبح و بعدازظهر تعزیه میخواندند. جز تابستانها که سه ماه در امامزاده داوود فرحزاد تعزیهخوانی میکردند. اما پدرم از خردسالی به پردهخوانی علاقه داشت و تعزیه را رها میکرد و پای پرده مینشست. به سن ۱۷، ۱۸ سالگی هم که رسید خودش پردهخوان شد. هم نوازنده تعزیه بود و ترومپت میزد، هم تعزیهخوان بود و هم پردهخوان. من نیز از کودکی، هم به پدرم و هم به تعزیهخوانی و هم به پردهخوانی علاقهای شدید داشتم و استادم هم پدرم؛ مرشد حسن میرزاعلی بود.»
