۷ مرداد ۱۴۰۵ – ۱۰:۳۰

طالبیان با مقایسه تجربه مستندسازی در جریان جنگ دوازدهروزه و میناب گفت: سوژه من در جنگ دوازدهروزه بسیار سخت بود. «کیان» قصه ما دو رنج را همزمان تحمل میکرد؛ اولین رنج، رنج از دست دادن پدر و مادرش بود و رنج دوم، سوختگی شدید و بستری بودنش روی تخت درمان. در میناب، جنس سوگ متفاوت است؛ اینجا با یک ترومای جمعی روبهرو هستیم. البته هر دو تجربه به یک اندازه تلخ هستند و ای کاش هیچ انسانی، بهویژه کودکان، هرگز رنگ جنگ را نبیند.
کارگردان مستند «پنج دقیقه تامرز» درباره دلیل انتخاب کودکان به عنوان محور روایت آثارش گفت: روزگاری معلم دوره ابتدایی بودم و شاید یکی از دلایل اصلی انتخاب این سوژهها همین باشد؛ چون عاشقانه کودکان را دوست دارم.
وی ادامه داد: به قول غسان کنفانی «در شرایط جنگی، اولین و آخرین آرزوی من این است که کودکان بیگناه رنگ آرامش را ببینند، بتوانند بازی کنند، بتوانند در آرامش بخوابند و بتوانند پشت نیمکتهای مدرسه بنشینند.» این جمله، بیش از هر چیز، نگاه من به کودکان در جنگ را توصیف میکند.
