
در تقویم تاریخی ملتها، برخی روزها فراتر از یک نشانگر زمانی، نماد گسستهای بنیادین و ترومای عمیق جمعی هستند.
به گزارش خبرگزاری مهر، روزنامه آگاه نوشت: در تقویم تاریخی ملتها، برخی روزها فراتر از یک نشانگر زمانی، نماد گسستهای بنیادین و ترومای عمیق جمعی هستند. دهم صفر سال ۶۱۸ هجری قمری یکی از همین نقاط عطف سوزان در تاریخ ایرانزمین است؛ روزی که نیشابور، نگین درخشان خراسان و یکی از کانونهای اصلی مدنیت اسلامی-ایرانی، تحت هجوم ویرانگر سپاهیان مغول فروپاشید. باید نیشابور پیش از فاجعه را به یاد آورد؛ شهری که تنها یک جغرافیای اداری یا دژ نظامی نبود، بلکه زیستجهانی معرفتی و مجسمکننده شکوه تمدنی بود. نیشابور، زادگاه اندیشههای فراملی، خاستگاه خیام و عطار، کانون کتابخانههای غنی، شبکههای پیچیده و شگفتانگیز قناتهای زیرزمینی، مدارس پررونق علمی و بازار تجارت فیروزه و ابریشم بود.
علاءالدین عطاملک جوینی در اثر ارجمند خود، «تاریخ جهانگشای جوینی»، منزلت این شهر را اینطور توصیف میکند: «اگر زمین را نسبت به فلک توان داد، بلاد، به مثابت نجوم آن گردد و نیشابور، از میان کواکب، زهره زهرای آسمان باشد و اگر تمثیل آن به نفس بشری رود، به حسب نفاست و عزت انسان، عین انسان تواند بود و ماذا یصنع المرء…ببغداد و کوفان…و نیشابور فیالارض…کالانسان فیالانسان. حبذا شهر نیشابور که در روی زمین / گر بهشتی است خود اینست و گر نی خود نیست.» هجوم به نیشابور، به این دلیل، تنها فتح یک قلمرو جغرافیایی به دست یک قدرت نظامی نوظهور نبود، بلکه یورشی مستقیم و همهجانبه به زیست شهری، نظام دیوانسالاری و ساختار معرفتی ایران به شمار میآمد.
