گروه اجتماعی: استاد داوود رشیدی عاشق مهمان بود و در خانهاش همیشه به روی همه باز،
برای همین تعداد دوست صمیمی این خانواده همیشه زیاد بود و رفتوآمدها پررنگ؛ اما در
این میان، خانواده حاتمی رنگ و بوی دیگری برای خانواده رشیدی داشتند و یکقدم از
دوست جلوتر بودند.دوستانی که حضورشان مایه آرامش بود.
به گزارش بولتن نیوز به نقل از مجله ایده آل، احترام برومند همسر دوستداشتنی
آقای داوود رشیدی میگوید: درست یادم نمیآید از چه زمانی، اما از وقتی یادم میآید
برای لیلای این خانوادهدوست داشتنی، خاله آتی بودم: اما از زمانی که بچهها زبانباز
کردند، من شدم خاله آتی و مادر لیلا شد خاله زری برای لیلی دختر من لیلا برای دختر
شیرین و آرامی که جز عشق در وجودش چیز دیگری نبود. البته این حس به لیلا در بین
تمام اعضای خانواده و حتی خواهران خاتم برومند مشترک بود و لیلا برای همه آنها خواهرزادهای
شیرین و دختری نداشته بود.
