روایتی از ساده‌ترین عروسی؛ خاطراتی از بدرقه شهیده سیده بشری حسینی به خانه بخت

این روایت، خاطرات یکی از حاضران در مراسم بدرقه شهیده سیده بشری حسینی خامنه‌ای به خانه بخت است؛ خاطراتی از سادگی، صمیمیت، فضای معنوی بیت رهبری، آغاز زندگی مشترک در قم و سال‌هایی که نویسنده از نزدیک با سبک زندگی و منش او آشنا بوده است؛ روایتی که امروز با شهادت او، رنگی دیگر یافته و به مرثیه‌ای آمیخته با خاطره بدل شده است.
۰۹:۴۱

۱۴۰۵/۰۵/۰۳
این روایت، خاطرات یکی از حاضران در مراسم بدرقه شهیده سیده بشری حسینی خامنه‌ای به خانه بخت است؛ خاطراتی از سادگی، صمیمیت، فضای معنوی بیت رهبری، آغاز زندگی مشترک در قم و سال‌هایی که نویسنده از نزدیک با سبک زندگی و منش او آشنا بوده است؛ روایتی که امروز با شهادت او، رنگی دیگر یافته و به مرثیه‌ای آمیخته با خاطره بدل شده است.

سلامی زمینی به بشرای آسمانی عزیزم.

از آن‌جایی که نطق شهدا پس از شهادت بیشتر گشوده می‌شود و با ما سخن می‌گویند، احساس می‌کنم رابطه‌ام با تو از قبل قوی‌تر شده است و هر روز خاطراتت را مرور می‌کنم تا وجودم را تسلی بخشم و آرام شوم.

این بار خاطره عروسی‌ات را مرور می‌کنم؛ عروسی‌ای که اکنون لباسی از جنس حریر بهشتی بر تن دارد.

منبع  : خبرگزاری بسیج

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *