
کیان یوسفی کوشا در ایران نوشت: وقتی صحبت از زبان و ادبیات به میان میآید، همه چیز در دنیای دیگری قرار میگیرد. در دنیای زبان و ادبیات پارسی، نگران این نیستیم که برچسبی از جنس جهان سوم بر پیشانی گربه خاورمیانه بچسبد.
من نمیگویم، گوته میگوید، جهان میگوید…. برچسب جهان سوم نمیچسبد، ولی برچسب «در حال توسعه» میچسبد. نه فقط برای زبان پارسی، برای همه زبان ها. زبان، در حال توسعهای همیشگی است. توسعهای حساس که کوچکترین اتفاقها میتوانند سرنوشت ساز باشند. توسعهای عجیب، توسعهای که اگر از جهت معکوس خود حرکت کند؛ به ریشه زبان میرسد و اگر به پیش برود، به سمت آسودگی و آسانی. جایی که حداکثرِ صرفهجویی در زمان میشود. سرعت و زمان در دنیای امروز حرف اول را میزنند. در گذر زمان که مسابقهای را ماند، به کجا پیش میرویم؟ زبان را در کجاوهای به رنگ هستی حمل میکنیم یا در کجاوهای به رنگ عدم؟ سؤالهایی مکرر ذهن را درگیر میکند که جوابهایی قانعکننده و در عین حال متضاد دارند.
برای نمونه، بیایید اجازه دهیم زبان به جلو توسعه پیدا کند. مگر انسان زندگی نمیکند تا به آسانی برسد؟ مگر انسان به یک آرامش نامیرا احتیاج ندارد؟ اجازه دهیم زبان به عقب برود…. مگر نقطه قوت زبان ما، زمانهای گذشته نیست؟ مگر ما به تاریخ ادبیات خود نمیبالیم؟ بیایید آن تاریخ را زنده کنیم… و اینگونه میشود که چند خط از تراوشات قلم و ذهن، جمعکننده اضداد میشود. اضدادی که در نهایت باید یکی را بر دیگری ترجیح داد. شاید ما اجازه دادیم زبان بیهیچ گونه مرزی، به جلو توسعه یابد. نیما و حافظ زمانه کجا هستند؟ نیما و حافظ در این توسعه پرسرعت جا ماندند؟ و دور از لطف هم نماند زحمات پیشتازان دوران…. قلم کوبنده دکتر شفیعی کدکنی و قلم سبز و جاودان استاد محمود دولت آبادی….
برای مشاهده کامل مطب کلیک کنید
