
دو ساعت بعد، صحنه به کوهستان آرکلی منتقل میشود؛ جایی که یک هلیکوپتر واحد ویژهی پلیس با نام Special Tactics and Rescue Service یا همان S.T.A.R.S را به منطقه منتقل میکند. این نیروها برای بررسی مجموعهای از قتلهای عجیب و گزارشهای آدمخواری که در اطراف راکون سیتی رخ داده بود اعزام شدهاند. تنها سرنخی که پلیس در اختیار دارد، به همین کوهستان بازمیگردد؛ جایی که نخستین نشانههای این حوادث دیده شده است. به همین دلیل از تیم S.T.A.R.S خواسته میشود تا این منطقه را بررسی کرده و عاملان این جنایات را پیدا کنند.
اعضای باقیمانده برای نجات جان خود ناچار میشوند به هر سرپناهی که در مسیرشان پیدا میکنند پناه ببرند. پس از مدتی ساختمانی بزرگ و قدیمی در دل جنگل میبینند و بیدرنگ وارد آن میشوند. در نهایت، از میان اعضای تیم آلفا تنها کریس ردفیلد، جیل ولنتاین، بری برتون و آلبرت ویتن حمله میکند. ایتن که چارهای ندارد، برای دفاع از خود او را میکشد.
پس از سالها جستوجو، سرانجام میراندا فردی را پیدا کرد که به نظر میرسید بهترین گزینه برای اجرای نقشهاش باشد: رزمری وینترز، دختر ایتن و میا. از آنجا که ایتن در جریان حادثهی خانهی دالوی در Resident Evil 7 به قارچ خطرناکی موسوم به Mold آلوده شده بود و میا نیز ارتباطی ویژه با این ارگانیسم داشت، میراندا به این نتیجه رسید که فرزند آنها میتواند میزبان ایدهآلی برای بازگرداندن دخترش باشد.
اما درون این قلمرو ذهنی، رز با تهدیدی روبهرو میشود که تصور میکرد برای همیشه از میان رفته است. بقایای آگاهی مادر میراندا هنوز در Megamycete حضور دارند و تلاش میکنند بار دیگر کنترل اوضاع را به دست بگیرند. در نتیجه رز ناچار میشود با همان قدرتهایی که قصد داشت از آنها رهایی پیدا کند بجنگد.
اندکی بعد، گزارش ناپدید شدن یک افسر پلیس در همان هتل منتشر میشود و همین مسئله موجب اعزام لیان اس. کندی، مأمور کهنهکار عملیات امنیتی، به منطقه میشود. با تلاقی مسیر این دو، گذشتههای مدفونشان دوباره زنده میشود و سایهی حادثهای که ۲۸ سال پیش جهان را تغییر داد — «فاجعه راکون سیتی» — بار دیگر بر سرشان سنگینی میکند.
