خانه‌ای که هر بار با بوی ماموریت نفس می‌کشید

کتاب «پنجره‌ای در انتهای خیابان» با روایت همسر شهید مدافع حرم مهران خالدی، تصویری کمتر دیده‌شده از زندگی خانوادگی یکی از گمنام‌ترین شهدای مدافع حرم را پیش روی مخاطب قرار می‌دهد.

۸ مرداد ۱۴۰۵، ۱۰:۴۵
خانه‌ای که هر بار با بوی ماموریت نفس می‌کشید

کتاب «پنجره‌ای در انتهای خیابان» با روایت همسر شهید مدافع حرم مهران خالدی، تصویری کمتر دیده‌شده از زندگی خانوادگی یکی از گمنام‌ترین شهدای مدافع حرم را پیش روی مخاطب قرار می‌دهد.

به گزارش خبرنگار مهر، جنگ را معمولاً از زاویه میدان نبرد روایت می‌کنند؛ از عملیات‌ها، فرماندهان و لحظه‌های شهادت. اما آن‌سوی این روایت، خانه‌هایی وجود دارند که سال‌ها با انتظار، دلتنگی، اضطراب و امید زندگی کرده‌اند؛ خانه‌هایی که هر اعزام، بخشی از آرامششان را با خود برده و هر بازگشت، جانی دوباره به آن‌ها بخشیده است. کتاب «پنجره‌ای در انتهای خیابان» با همین نگاه متفاوت، مخاطب را نه به خط مقدم نبرد، بلکه به قلب یک خانواده می‌برد؛ خانواده‌ای که زندگی‌اش با جهاد، مقاومت و در نهایت شهادت گره خورده است.

این اثر، روایتی مستند و داستان‌محور از زندگی شهید مدافع حرم مهران خالدی است؛ شهیدی که سال‌ها در کنار شهید حاج قاسم سلیمانی خدمت کرد و سرانجام پس از تحمل مجروحیت‌های ناشی از حضور در سوریه، بامداد ۱۴ اسفند ۱۳۹۹ به شهادت رسید. تفاوت این کتاب با بسیاری از آثار حوزه مدافعان حرم، در زاویه دید آن است. نویسندگان به جای تمرکز بر میدان‌های نبرد، زندگی مشترک شهید را از زبان همسرش روایت کرده‌اند و همین مسئله، کتاب را به روایتی صمیمی، انسانی و متفاوت تبدیل کرده است.

منبع  : خبرگزاری مهر

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *