
پیادهروی اربعین، «مانیفست متحرک» یک تمدن نوین است که میخواهد بر ویرانههای نظم تکمحور غرب، ساختاری بر پایه «کرامت انسانی» و «وحدت ایمانی» بنا کند.
به گزارش خبرگزاری مهر، روزنامه آگاه نوشت: در تاریخ تمدنها، برخی رخدادها تنها «رویداد» نیستند، بلکه «کشف» هستند؛ کشف پتانسیلهای نهفته یک امت که تا مدتها در خواب بود. پیادهروی اربعین، «مانیفست متحرک» یک تمدن نوین است که میخواهد بر ویرانههای نظم تکمحور غرب، ساختاری بر پایه «کرامت انسانی» و «وحدت ایمانی» بنا کند. اما آنچه این حماسه را از یک پدیده اجتماعی به یک «راهبرد تمدنی» تبدیل کرد، نگاه راهبردی و بصیرت سیدالشهدای انقلاب اسلامی بود. ایشان سالها پیش، اربعین را به مثابه «زیرساخت تمدنساز» بازتعریف کردند. از نگاه ایشان، اربعین تلاشی بود برای خروج از «انسان مصرفی» و «فردگرای» مدل غربی و رسیدن به «انسان تمدنی» که در آن، همدلی فراملی و عدالتخواهی، جایگزین مرزهای کاذب و منافع تنگنظرانه میشود. در واقع، آقای شهید ایران با پشتیبانی سیاسی و معنوی، پیوندی میان «عشق به حسین علیهالسلام» و «گفتمان مقاومت» برقرار کردند؛ تا اربعین، به مبارزه و بیداری اسلامی بنگرد و از یک مراسم عزاداری به یک مدرسه برای آموزش اراده جمعی تبدیل شود.
تلاقی این بصیرت با تاریخ، در واقعه تکاندهنده و حماسی «تشییع پیکر مطهر قائد شهید» در مسیر نجف تا کربلا به اوج رسید. تشییع ایشان یک «قرائت نمادین» از استمرار مسیر بود. وقتی مردم عراق و ایران، پیکر رهبری که حیات طیبهاش را وقف بیداری امت کرد، در همان مسیری تشییع کردند که هر سال میلیونها انسان برای یافتن معنا قدم میزنند، در واقع «خون» و «گام» و «هدف» را در یک نقطه جمع کردند. این همآوایی، پیامی برای آینده امت بود؛ پیامی مبنی بر اینکه محور مقاومت، نه یک ائتلاف سیاسی یا تاکتیکی، بلکه یک «پیوند وجودی» است که ریشه در عشق دارد و شاخهاش در تمدن میروید. این تشییع، در واقع پیوند دادن «رهبری» به «تودهها» در مقدسترین نقطه تلاقی بود. در این میان، ناتوانی مفرط دستگاه فکری و علوم انسانی غرب در تحلیل این پدیدهها، خود گویای شکست مدلهای تحلیلگری آنهاست.
