۱۳۹۴/۱۱/۱۴ ۰۹:۵۷

در مقدمه نهج الفصاحه از قول پیامبر(صلیاللهعلیهوآله) آمده: “چیزی از من ننویسید و هر که جز قرآن چیزی نوشته باید محو کند” شاید این منع از آن رو بود که بیم میرفت، مأثور نبوی با آیههای قرآن به هم آمیزد که بیشتر آن اسقاطها که در کلمات و آیات قرآن توهّم کردهاند از اینجاست که توضیح آیهای یا حدیث مستقلی را از عبارت قرآن امتیاز ندادهاند”(ص 47). امّا درعینحال روایتی از پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآله) نقل شده که: “من کتب عنی علما أو حدیثا لم یزل یکتب له الأجر ما بقی ذلک العلم أو الحدیث”، که البتّه ظاهراً فقط در کنز العمّال نقل شده است(از کتب روائی اصل).
حال سؤال در این است که آیا واقعاً رأی پیامبر بر این بود که از احادیث ایشان بهصورت مکتوب ضبط شود یا نشود؟
پاسخ:
مهمترین توجیهی که اهل سنت برای منع کتابت حدیث رسولالله(صلیاللهعلیهوآله) گفتهاند آمیختگی قرآن با حدیث و جلوگیری از خلط قرآن با حدیث است و این را ازجمله کهنترین توجیهها برای عدم کتابت و یا منع از کتابت حدیث رسول خدا(صلیاللهعلیهوآله) بهحساب آوردهاند، بدین معنی که کسانی پنداشتهاند که اگر کتابت حدیث ممنوع نمیگشت، صحابیان و مردمان به هنگام نگاشتن قرآن، حدیث را نیز با آن درمیآمیختند، و بازشناسی قرآن از بیگمان در بطن خود امکان، شیوع و وجود کتابت را دارد، وگرنه چگونه از آن منع میشود؟
اینکه از پیامبر(صلیاللهعلیهوآله) نقل کردهاند که: “لاتکتبوا عنّی شیئاً سوی القرآن؟ ” به روشنی نشانگر آن است که کاتبانی بودهاند و کتابت میکردهاند و پیامبر(صلیاللهعلیهوآله) منع کرده است. بدینسان چه مانعی داشت که رسولالله(صلیاللهعلیهوآله) همانگونه که بر کتابت وحی تأکید میورزیده است، بر کتابت سنت نیز تأکید ورزد و اصحابیان را بهدقت، درست نگاری و استوارنویسی فراخواند، و از اینکه بخش عظیمی از بنیادهای آموزههای دینتباه شود جلوگیرد؟
دکتر “مصطفی اعظمی” نوشتهاند:
اگر ناآگاهی مردمان از کتابت را در آن روزگار بپذیریم، و عدم کتابت حدیث و نهی از آن را بدان مستند سازیم، چگونه به کتابت قرآن حکم کنیم؟ مگر نه اینکه صحابیان از آغاز قرآن را مینوشتهاند…؟ تردید نیست که به روزگار صحابیان کسان بسیاری به نیکویی مینوشتند و سیاست تعلیمی رسولالله(صلیاللهعلیهوآله) نیز بر این بود که کسانی بر دانش و نگارش آگاهی یابند و چنین شده بود، گو اینکه این حالت جنبه غالب نداشت، امّا آنچه بودند نگاشتن و ثبت و ضبط حدیث را بسنده بودند، ازاینرو این توجیه در عدم کتابت حدیث هرگز استوار نیست.(15)
پس یا دلایل فوق به این نتیجه میرسیم که استناد این روایت به پیامبر درست نیست و روایات مخالف آن بر ضبط حدیث بهصورت مکتوب فراوان است ولو این روایت را هم بپذیریم قابل توجیه است.
