۱۳۹۶/۰۲/۰۹ ۱۲:۵۷

در اين كه آيا روح قبل از بدن موجود بوده و پس از تكون بدن بدان تعلق گرفته است، يا آن كه حدوث روح پس از خلق بدن است؟ اختلاف است.در قرآن كريم آيه اي هست كه بنابر بعضي تفاسير، بر وجود روح پيش از پيدايش بدن دلالت دارد: «و اذ اخذ ربّك من بني آدم من ظهورهم ذرّيّتهم و اشهدهم علي انفسهم الست بربّكم قالوا بلي شهدنا ان تقولوا يوم القيامة انّا كنّا عن هذا غافلين. او تقولوا انما اشرك اباؤنا من قبل و كنّا ذرّيّة من بعدهم افتهلكنا بما فعل المبطلون.»(1) اما در باره آن تفاسير متعددي ارائه شده است كه به بخشي از آن ها اشاره مي شود: الف ـ آيه، مربوط به عالم دنيا و نظام حاكم بر آن است; به اين معنا كه خداوند با آيات تكويني خود چنان ربوبيت و وحدانيت خويش را آشكار كرده است كه عقل هر انساني به آن گواهي مي دهد. بنابراين بر گرفتن ذرّيه به معناي خارج كردن هر نسلي از نسل گذشته به شيوه ي معمول در دنياست و ميان خداوند و انسان ها حقيقتاً گفتوگويي در نگرفته است و اين گفتوگو مانند موارد مشابه آن از باب تمثيل است. ب ـ عده اي ديگر بر اين باورند كه آيه در مقام بيان نوع ديگري از علم به ربوبيت خداوند، يعني معرفت شهودي است، نه علم استدلالي كه در وجه اول گذشت. بنابراين، خداوند حقيقت انسان ها را به آن ها ارائه داد و ايشان فقر و نياز خود به مالك مدب كلمه ي «ذرّ» به كار رفته است، مقصود خردي جسم انسان ها پيش از دنيا نيست، بلكه نشانه ي كثرت آنان درآن عالم است، بر خلاف دنيا كه افراد انسان هيچ گاه همه در كنار هم حضور نمي يابند. روايات فراواني نيز وجود آدمي را پيش از قرار در عالم طبيعت بيان مي كند: «عن ابي عبدالله (ع) في قوله عزّوجلّ: «و اذ اخذ ربّك من بني آدم من ظهورهم ذرّيّتهم و اشهدهم علي انفسهم. قال اخذ الله من ظهر ادم ذرّيّته الي يوم القيامة و هم كالذّر فعرفهم نفسه و لولا ذلك لم يعرف احد ربّه و قال: الست بربّكم قالوا: بلي و ان محمداً رسول الله و علياً اميرالمومنين.»(2) در تفسير برهان، 37 روايت در ذيل اين آيه آمده است كه با بيش تر آن ها مي توان آشكارا بر وجود نفس آدمي قبل از بدن مادي استدلال كرد. پس مي توان وجود نفس پيش از بدن را پذيرفت، بي آن كه تعلق آن را به بدن تعلقي عرضي و ناخواسته برشمرد، و بي آن كه علوم حاصل در دنيا را از باب تذكر به شمار آورد. اما به هر روي به نظر مي رسد كه كشف اسرار اين آيه نيازمند ابداع فرضيه هايي ديگر و سپس تحقيق در متون ديني براي تأييد يا ردّ آن هاست.(3) بعضي نيز در اين زمينه كتاب مستقل نوشته اند مانند كتاب روح الايمان مرحوم أيه الله شيخ عبد النبي نجفي عراقي نشر يارالعلم قم . پي نوشت ها: 1. اعراف، آيه 173 ـ 172. 2. بحراني، سيد هاشم، البرهان في تفسير القرآن، ج 2، ص 48. 3. ديواني،امير،حيات جاودانه ، نشرمعاونت امور اساتيد و دروس معارف اسلامي ،چاپ اول، پاييز 1376.
