با توجه به آيه ( لا اكراه في الدين ….)اگر ايمان آوردن به دين از روي جبر نيست پس چرا خداوند براي اينكه قوم بني اسرائيل ايمان آورند كوه را بر بالاي سر آنها آورد؟

۱۳۹۶/۰۲/۱۸ ۱۳:۰۱

وَ إِذْ أَخَذْنَا مِيثَقَكُمْ وَ رَفَعْنَا فَوْقَكُمُ الطُّورَ خُذُواْ مَا ءَاتَيْنَاكُم بِقُوَّةٍ وَ اذْكُرُواْ مَا فِيهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُون (1) و (به ياد آوريد) زماني را كه از شما پيمان گرفتيم و كوه طور را بالاي سر شما قرار داديم (و به شما گفتيم:) «آنچه را (از آيات و دستورهاي خداوند) به شما داده ‏ايم، با قدرت بگيريد و آنچه را در آن است به ياد داشته باشيد (و به آن عمل كنيد) شايد پرهيزكار شويد.

چند نوع جواب به اين پرسش شما داده مي شود:

1- قرار گرفتن كوه بر سر آنها جنبه” ارهاب” و ترسانيدن داشته نه اجبار، و گرنه آنچه كه ارزش ندارد پيمان اجباري است و پيمان از روي ترس هم مخالف با اين آيه لا اكراه في الدين نيست.

2-هيچ مانعي ندارد كه افراد متمرد و سركش را با تهديد به مجازات در برابر حق تسليم كنند، اين تهديد و فشار كه جنبه موقتي دارد، غرور آنها را در هم مي‏شكند و آنها را وادار به انديشه و تفكر صحيح مي‏كند و در ادامه راه با اراده و اختيار به وظائف خويش عمل مي‏كند.

و به هر حال، اين پيمان، بيشتر مربوط به جنبه‏هاي عملي آن بوده است و گرنه اعتقاد را نمي‏توان با اكراه تغيير داد. (2)

به نظر ميرسد سيره بسياري از انبياي الهي براي پاكسازي جامعه از كفر و شرك اين بوده است كه پس از رساندن دعوتشان تهديد به نزول عذاب الهي بوده است نشان دادن عذاب مي تواند معجزه اي باشد بر حقانيت دعوت پيامبر و نشانه اي براي كساني كه بخواهند ايمان بياورند از سوي ديگر در الهي كه كليت آنرا خودشان با ايمانشان پذيرفته اند. مقصود آنست كه اگر فردي نظامي را با اختيار پذيرفت بايد به لوازم آن نيز پاي بند باشد نمي شود مسلمان باشد و به لوازم مسلماني پاي بند نباشد. به عنوان مثال اگر فردي با اختيار خود رفتن به خدمت نظام وظيفه را پذيرفت بايد تبعات آنرا نيز قهرا بپذيرد، نمي شود سربازي رفت و نگهباني دادن اجباري را نپذيرفت ، كسي كه به خدمت سر بازي رفت بايد سر موقع بخوابد، بيدار شود، نگهباني بدهد، لباسش را منظم كند، از امر فرمانده تخطي نكند و الا تنبيه مي شود اجباراً، لكن اين اجبار را خودش پذيرفته است، چون خدمت نظام را قبول نموده است.

اجبار و اكراه در عقيده معني ندارد، ولي در برنامه هاي عملي كه ضامن خير و سعادت انسان است چه مانعي دارد كه با اجبار مردم را به آن وادار كنند، آيا اگر كسي را به اجبار وادار به ترك اعتياد و خودداري از راه خطرناك كنند عيب دارد؟

جهت مطالعه بيشتر به تفاسير نمونه آيت الله مكارم شيرازي يا الميزان علامه طباطبايي در ذيل اين آيه هم مي توانيد مراجعه نمائيد كه در سايت موجود است.

پي نوشت:

1. بقره(2) آيه 63.

2. مكارم شيرازي، تفسير نمونه، ناشر دار الكتب الإسلامية، تهران، 1374 ش، چاپ اول ، ج‏1، ص295.

1- قرار گرفتن كوه بر سر آنها جنبه” ارهاب” و ترسانيدن داشته نه اجبار، و گرنه آنچه كه ارزش ندارد پيمان اجباري است و پيمان از روي ترس هم مخالف با اين آيه لا اكراه في الدين نيست.

منبع  : مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی

برای مشاهده کامل مطب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *