۱۳۹۶/۰۴/۱۹ ۱۲:۲۷

و نزد ما معلوم نيست كه اسم اعظم اسمي است غير از اسماء خدا كه معروف است و در دعاها خصوصا دعاي جوشن كبير آمده است و يا اين كه تركيب خاصي از حروف است و يا اسم اعظم اسم متشكل از الفاظ غير معلوم نيست بلكه معنايي خاص است كه در هر صورت عقل و ذهن ما از فهم آن عاجز است و جز آن كه در بعضي از كتاب هاي تفسيري و عرفاني توضيحاتي در اين باره داده شده است و به قرينه بعضي از روايات و احاديث مصاديقي هم براي آن در نظر گرفته شده است.
علامه طباطبايي در اين باره كه معناي اسم اعظم چيست توضيح خوبي داده است:
در ميان مردم شايع شده كه اسم اعظم اسمي است لفظي از اسماي خداي تعالي كه اگر خدا را به آن بخوانند دعا مستجاب ميشود، و در هيچ مقصدي از تاثير باز نميماند. و چون در ميان اسماء حسناي خدا به چنين اسمي دست نيافته و در اسم جلاله (اللَّه) نيز چنين اثري نديدهاند معتقد شدهاند به اينكه اسم اعظم مركب از حروفي است كه هر كس آن حروف و نحوه تركيب آن را نميداند، و اگر كسي به آن دست بيابد همه موجودات در برابرش خاضع گشته و به فرمانش در ميآيند. و به نظر اصحاب عزيمت(كساني كه داراي تصميم و عزم و جزم اند) و دعوت، اسم اعظم داراي لفظي است كه به حسب طبع دلالت بر آن ميكند نه به حسب وضع لغوي، چيزي كه هست تركيب حروف آن بحسب اختلاف حوايج و مطالب مختلف ميشود، و براي به دسp>
7. مصباح الشريعه، منسوب به امام صادق عليه السلام، بيروت، انتشارات مؤسسة الأعلمي للمطبوعات، سال 1400 هجري قمري، باب 31.
8. طباطبايي محمد حسين ، سنن النبي صلي الله عليه و آله با ترجمه فارسي محمد هادي فقهي، تهران، انتشارات كتاب فروشي اسلاميه،سال 1378 هجري شمسي،چاپ هفتم، ص 411.
9.امام خميني روح الله، مصباح الهداية، با مقدمه آشتياني، تهران، انتشارات مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني،سال 1376 شمسي، ص 95.
در ميان مردم شايع شده كه اسم اعظم اسمي است لفظي از اسماي خداي تعالي كه اگر خدا را به آن بخوانند دعا مستجاب ميشود، و در هيچ مقصدي از تاثير باز نميماند. و چون در ميان اسماء حسناي خدا به چنين اسمي دست نيافته و در اسم جلاله (اللَّه) نيز چنين اثري نديدهاند معتقد شدهاند به اينكه اسم اعظم مركب از حروفي است كه هر كس آن حروف و نحوه تركيب آن را نميداند، و اگر كسي به آن دست بيابد همه موجودات در برابرش خاضع گشته و به فرمانش در ميآيند. و به نظر اصحاب عزيمت(كساني كه داراي تصميم و عزم و جزم اند) و دعوت، اسم اعظم داراي لفظي است كه به حسب طبع دلالت بر آن ميكند نه به حسب وضع لغوي، چيزي كه هست تركيب حروف آن بحسب اختلاف حوايج و مطالب مختلف ميشود، و براي به دست آوردن آن، طرق مخصوصي است كه نخست حروف آن، به آن طرق استخراج شده و سپس آن را تركيب نموده و با آن دعا ميكنند، و تفصيل آن محتاج به مراجعه به آن فن است. (1)
