«وسواس»؛ روایتی از عشق که آرام، چهره خودرا گم کرد

سینماسینما، عدنان شاه طلایی
در سینما و ژانر وحشت، همیشه هیولاها از اعماق جنگلها یلم هوشمندانه عمل میکند، قابها به دنبال زیبایی نیستند، بلکه در پی ایجاد حس ناامنیاند. بسیاری از صحنهها چنان طراحی شدهاند که گویی چیزی در تصویر سر جای خودش نیست. این ناهماهنگی پنهان، بیقراری عجیبی به فیلم میدهد و تماشاگر را مدام در انتظار حادثهای ناگوار نگه میدارد.
پایان فیلم نیز از آن دست پایانبندیهایی است که بیش از آنکه پاسخ بدهد؛ پرسشهایی برجای میگذارد. پس از خاموش شدن تصاویر، ذهن تماشاگر همچنان درگیر میماند؛ درگیر این اندیشه که مرز میان عشق و وسواس دقیقآ کجاست و چه زمانی اشتیاق به حضور یک شخص، به میل خطرناک برای مالکیت او تبدیل میشود.
