رویا وجودش برای مریم موهبتی خاص بود که برایش شادمانی به ارمغان آورد! و توانست بعد از سالهایی سخت و شکست دوباره بلند شود و تلاش خود را از سر بگیرد و بتواند باعث هدایت فرزندانش به مسیر درست شود.

به گزارش بولتن نیوز به نقل از مجله خانواده سبز، شمیم گلهای تازه سنبل که رویا
برای مریم آورده بود در فضا طنینانداز بود و رادیو موسیقی الهه ناز را پخش میکرد
و رویا در حالی که استکانها را در کارتن جا میداد، به مریم گفت تا دوم دبیرستان
که من تو را میشناختم چقدر به فکر ادامه تحصیل در دانشگاه و دانش آموز ساعی و
زرنگی بودی چی شد که اینقدر زود ازدواج کردی!
مریم پاسخ داد عقلم را به هوسی
زودگذر، باخته بودم و جز میثم نمیتوانستم به دیگری فکر کنم. من و میثم در راه
مدرسه سال سوم دبیرستان آشنا شدیم. او در غروب پاییزی دل انگیز که با نم نم باران
همراه بود به سمت من آمد و گفت تا به حال، دنیا دختری با این چشمان زیبا به خود
ندیده است!
