۱۳۹۶/۰۶/۲۵ ۱۲:۳۸
از زمان پيامبر، مسلمانان نسبت به سخنان ايشان و بعد نسبت به سخنان اهل بيتشان كه در بيان قرآن و حلال و حرام و تفسير و اعتقاد و تاريخ پيامبران و… بود، عنايت خاص داشتند و به حفظ و نقل آن براي ديگران اهتمام مي ورزيدند.
متاسفانه دشمنان هم با توجه به اين عنايت خاص مسلمانان به جعل سخن از زبان حضرت و نقل آن براي ديگران همت گماشتند و از همان زمان سخنان دروغين زيادي به نام ايشان پخش شد و علاوه اين كه ناقلان سخنان ايشان گاهي در اثر اشتباه يا فراموشي و … در نقل سخنان ايشان مرتكب اشتباه مي شدند و سخن ايشان را به نحو غير دقيق يا غلط نقل مي كردند و …
از آنجا كه سنت و سيره پيامبر (سخن و رفتار ايشان و اهل بيت معصومشان) به حكم قرآن بيان دين و واجب الاتباع بود، مسلمانان خود را موظف مي دانستند به مضمون روايات نقل شده از آنان توجه كنند و معتقد شوند و عمل نمايند.
با توجه به فراواني روايات جعلي و اشتباهاتي كه راويان در نقل احاديث مي كردند و معناهاي غلطي را ناخودآگاه به پيامبر و اهل بيت نسبت مي دادند ، پيامبر و اهل بيت مسلمانان را موظف كردند كه در هنگام شنيدن روايات منسوب به پيامبر و امامان علاوه بر دقت بر روي راويان و نقل كنندگان، به مضمون احاديث هم دقت كنند و اگر مضمون مخالف صريح قرآن بود آن را نپذيرند زيرا قطعا كلام آنان نيست.
از طرف ديگر امامان در طول دوران خود با شرايط خفقاني شديد مواجه شدند و گاهي مجبور مي شدند تقيه كنند و بر خلاف نظر و اعتقاد خود سد بگوييد كه وقتي معصوم بخواهد با عمل به اين مستحب دعا كند، بايد اول بر پيامبر و اهل بيت درود بفرستد و بعد دعا كند و اين يعني ابتدا به خودش شروع كند كه با حديث اول همسايه بعد خود ، منافات دارد در حالي كه وقتي معصوم صلوات مي فرستد به پيامبر و اهل بيت از حيث حقوقي يعني از اين حيث كه پيامبر و رسول خدا و اهل بيت رسول خدا هستند، صلوات مي فرستد نه به خودش از حيث شخصي، بله در اينجا چون او يكي از اهل بيت است، پس در ابتدا به خودش صلوات فرستاده ولي نه به عنوان فرد خودش بلكه به اين عنوان كه خودش فردي از اهل بيت است و اين دو با هم فرق دارند. اگر او ابتدا براي خودش دعا كند”اول همسايه بعد خودت” را رعايت نكرده ولي با شروع دعا با صلوات اين دستور نقض نمي شود.
صلوات از مقدمات دعا و از شروط تمهيدي براي اجابت دعا است و مضمون تقاضا بعد از آن شروع مي شود.
حديث “الجار ثم الدار” هم با سند هاي متعدد و از حضرت لقمان و حضرت زهرا رسيده است. (1)
پي نوشت ها:
1. شيخ صدوق، علل الشرائع، نجف، مكتبه الحيدريه، 1385ق، ج 1، ص 181 – 182؛ فتال نيشابوري، روضة الواعظين، قم، شريف رضي، ص 329؛ شيخ مفيد، الاختصاص، بيروت، دار المفيد، 1414ق، ص 337.
از آنجا كه سنت و سيره پيامبر (سخن و رفتار ايشان و اهل بيت معصومشان) به حكم قرآن بيان دين و واجب الاتباع بود، مسلمانان خود را موظف مي دانستند به مضمون روايات نقل شده از آنان توجه كنند و معتقد شوند و عمل نمايند.
