قراردادهای اوکراین با کشورهای عرب بیش از آنکه نشانه اعتماد باشند، نشانه اضطرارند، زیرا آنها با زیرساختهای حیاتی و اقتصادهای وابسته به ثبات به هر چیزی نیاز دارند که بتواند تهدید را کاهش دهد و در چنین شرایطی، اوکراین به یک گزینه جذاب تبدیل میشود، در حالی که جذابیت لزوماً به معنای کارآمدی نیست
جوان آنلاین: سفر اخیر زلنسکی به پایتخت کشورهای عربی خلیجفارس، با تمام تشریفات دیپلماتیک و لبخندهای رسمی، شاید در نگاه اول شبیه یک موفقیت دیپلماتیک به نظر برسد؛ کشوری جنگزده که توانسته است از دل بحران «تجربه» تولید کند و حالا آن را به دیگران عرضه میکند، اما اگر لایههای این توافقها کنار زده شود، تصویر به مراتب تاریکتر و بیرحمانهتری نمایان میشود؛ تصویری از بازاری که در آن ناامنی، به کالا تبدیل شده و ناامیدی، به فرصت تجاری. اوکراین امروز نه از موضع قدرت، بلکه از موضع نیاز مذاکره میکند؛ اقتصادی که زیر فشار جنگ فرسایشی با روسیه تحلیل رفته، به هر منبع درآمدی چنگ میزند. در چنین شرایطی، طبیعی است که «تجربه مقابله با پهپادها» به یک دارایی صادراتی تبدیل شود، اما پرسش اصلی این است که آیا آنچه فروخته میشود، واقعاً «امنیت» است یا صرفاً روایت خوشبینانهای از یک نبرد ناتمام؟
کشورهای خلیجفارس، به ویژه عربستان سعودی، امارات و قطر، در جنگ اخیر با دفاع تهاجمی فزاینده پهپادها و موشکهای ابه کار گرفته میشوند (حملات اشباعی)، به طور مداوم ارتقا مییابند و به گونهای طراحی شدهاند که نقاط ضعف سیستمهای دفاعی را هدف بگیرند. در چنین شرایطی، حتی بهترین سیستمهای دفاعی نیز با محدودیت مواجه میشوند. نرخ رهگیری هیچگاه کامل نیست. هر شکاف کوچک در سیستم، میتواند به یک اصابت بزرگ منجر شود و این دقیقاً همان نقطهای است که روایت اوکراین شروع به ترک برداشتن میکند. اگر راهحل ارائه شده واقعاً کارآمد بود، چرا خود اوکراین هنوز با حملات موفق پهپادی مواجه است؟ اگر این مدل دفاعی تا این حد مؤثر است، چرا زیرساختهای حیاتی همچنان آسیبپذیر هستند؟ پاسخ این است که جنگ مدرن به ویژه در حوزه پهپادها هنوز به مرحلهای از بلوغ نرسیده که بتوان از راه حل نهایی صحبت کرد، این همان واقعیتی است که در قراردادهای میلیاردی، کمتر به آن اشاره میشود.
برتری خاموش
