گفت وگوی بازار کار با محمد حسین سپنج بازیگر، کارگردان و تهیه کننده تئاتر و سینما
تئاتر در ایران امروز، بیش از آنکه یک حرفه باشد، نوعی زیستن بر لبهی نااطمینانی است؛ زیستنی میان شور و فرسودگی، میان عشق و اضطراب معاش. گفتوگویی که با یک فعال حوزهی نمایش شکل گرفته، تنها شرح وضعیت شغلی چند بازیگر یا کارگردان نیست؛ روایتی است از نسلی که سالهاست میان رؤیای هنر و واقعیت اقتصاد معلق مانده است. نسلی که هنوز هم، با وجود تمام بحرانها، چراغ صحنه را خاموش نکرده است.
در آغاز گفتوگو، وقتی از «اشتغالزا بودن» تئاتر پرسیده میشود، پاسخ با مکثی تلخ همراه است؛ گویی خود واژهی «اشتغال» در نسبت با تئاتر معنای روشنی ندارد. در جهان امروز، شغل یعنی امنیت نسبی؛ یعنی درآمدی مشخص، آیندهای قاد، حتی پس از شکست مالی، حتی پس از تعطیلی اجرا، حتی پس از فرسودگی.
در نهایت، مسئلهی تئاتر در ایران فقط مسئلهی یک هنری نیست؛ مسئلهی جامعهای است که هنوز نتوانسته برای فرهنگ، جایگاهی پایدار در زیست اقتصادیریال شغلی و اجتماعی خود تعریف کند. تئاتر، آینهی وضعیت عمومی جامعه است؛ جایی که بیثباتی اقتصادی، تعلیق اقتصادی خود را بیواسطه بر صحنه نشان میدهد؛ و شاید به همین دلیل است که هر اجرای تئاتر در چنین شرایطی، بیش از آنکه صرفاً یک «نمایش» باشد، نوعی مقاومت است؛ مقاومتی برای زنده نگه داشتن رؤیای گفتوگو، تخیل و انسان بودن.
تینا ندیم
منبع :بازارکار جهاد دانشگاهی
