تولد فرزند جدید یکی از مهمترین تغییراتی است که در ساختار عاطفی و روانی خانواده رخ میدهد. برای والدینی که پیش از این با یک فرزند زندگی میکردهاند، ورود نوزاد فرصتی برای گسترش عشق و تجربه دوباره شیرینی والدگری است؛ اما برای کودک ۵ ساله، این اتفاق میتواند پیچیده، مبهم و گاهی دردناک باشد. کودکی که تا پیش از این مرکز توجه والدین بوده، اکنون باید توجه، زمان، بازیها و محبت والدین را با فرد جدیدی تقسیم کند. در این سن، کودکان از نظر شناختی وارد مرحلهای میشوند که میتوانند احساسات خود را بیان کنند، اما هنوز مهارت کافی برای مدیریت و تحلیل آنها ندارند.
احساس حسادت به خواهر یا برادر تازهمتولدشده کاملاً طبیعی است؛ حتی کودکانی که بسیار مهربان و اجتماعی هستند نیز ممکن است این احساس را تجربه کنند. نکته مهم این است که حسادت، نشانه «بد بودن» کودک نیست، بلکه یک واکنش غریزی برای سازگاری با تغییر شرایط است. نقش والدین در این میان، ایجاد فضای امن برای بیان احساسات، آموزش مدیریت هیجانات و کمک به کودک برای یافتن جایگاه جدید در خانواده است.
اگر حسادت با رفتارهای شدید یا مداوم همراه باشد، مانند خشونت مستقیم، اضطراب زیاد یا پسرفتهای شدید، مراجعه به متخصص ضروری است.
