در ادامه اشتوتس و گریفیتس تصویری از زیستشناسی ارائه میدهند که در آن ژن نه نقطهی آغاز بلکه یکی از اجزای درهمتنیدهی نظامهای زیستی است. آنها نتیجه میگیرند که برای درک رشد و تکامل، باید مدلهای تعاملیتر و میانرشتهای به کار گرفت که در آن محیط، فیزیولوژی و ساختارهای توسعهای به اندازهی ژنها اهمیت دارند.
درباره کارولا اشتوتس
محقق آلمانی در فلسفه زیستشناسی، علوم شناختی و فلسفه علم بود. او به همراه پل ای. گریفیتس، پیشگام استفاده از روشهای فلسفه تجربی در حوزه فلسفه علم بودند.
