امید حسینی
ودشان را پیدا میکنند، آرام، بیصدا و خفه کننده.
هرچه روایت پیش میرود، مرز میان خاطره و واقعیت سستتر میشود. جزئیات کوچک، سکوتها و نگاهها تصویری تازه میسازند که امنیت روانی شخصیتها را فرسایش میدهد و این پرسش مدام تکرار میشود: آیا هیولا واقعا وجود دارد، یا ترس به آن شکل داده است؟
این رمان با فضایی سنگین و نفسگیر نشان میدهد چگونه ترسهای سرکوب شده میتوانند سالها بعد بازگردند، خطرناکتر و پیچیدهتر.
مرد دودی داستان ترسی است که هرگز کاملا دیده نمیشود. اما همیشه حس میشود، و این سوال آزاردهنده: اگر روزی مجبور شوی با بدترین خاطره زندگیات روبهرو شوی، جرات داری باور کنی این بار واقعی است؟
