محمد مهدی کهربی
و نامهنگاریها و در دسترس قرار دادن دادههای آرشیوی، امکان ارائه روایتی بدیع و مستند را فراهم میکند. علاوه بر این، کتاب در باز کردن ظرایف میان شاخههای مختلف لیبرالیسم-از لیبرالیسم کلاسیک تا روایتهای جنگ سرد و نیز شکلهای نزدیک به نئولیبرالیسم-توانمند است و مسیر جدیدی برای مطالعه آرون میگشاید. با این همه، محدودیتهایی هم دیده میشود. تمرکز کتاب بر شبکههای نهادی، زمینه تاریخی و مباحث فکری دهههای میانی قرن بیستم، آن را برای مخاطب عام دشوارتر میکند. همچنین رویکرد «زمینهمحور» در کنار «متنمحور نبودن» ممکن است برای علاقهمندان فلسفه سیاسی محض-که انتظار تحلیل سطر به سطر آثار را دارند-کمتر رضایتبخش باشد. با وجود این، حتی اگر خواننده دنبال تحلیل صرف نظری نباشد، کتاب در سطح تاریخ روشنفکری ارزش خود را به شکل برجسته نشان میدهد. جمعبندی کتاب این است که «رمون آرون و اندیشه لیبرال درسدهی بیستم» خوانش ما از یکی از چهرههای کلیدی اندیشه سیاسی مدرن را دگرگون میکند. استوارت آرون را از سایه «انزوای خودخواسته» بیرون میآورد و او را در متن تلاشهای جهانی برای نجات و بازآفرینی دموکراسی لیبرال،
کتاب رمون آرون و اندیشهی لیبرال درسدهی بیستم
مترجم:
