آروین مرادی
ل لیبرال تعیین میشود. در عمل، این مدل میتواند کارکردی بسیار عادلانه داشته باشد، زیرا اجازه میدهد اقلیتهای دینی با تکیه بر حقوق عمومی، نه صرفا بر پایهی برچسب «دینی»، از آزادیهای خود دفاع کنند. با این حال، لابورد خود نیز به محدودیتهای این رهیافت آگاه است. تجزیهی هر عمل دینی به اجزای متعدد در فرایند قضایی، ممکن است تصمیمگیری را پیچیده و گاه ذهنی کند. افزون بر آن، منتقدان خاطرنشان کردهاند که با تقلیل دین به مجموعهای از عناصر اخلاقی یا فرهنگی، نقش معنوی و متعالی دین برای مومنان نادیده گرفته میشود؛ زیرا «تجزیه» شاید برای تحلیل حقوقی مفید باشد، اما از تجربهی زیستهی دینی فاصله میگیرد. در مجموع، «دین در دولت لیبرال» اثری است که تلاش میکند راهی تازه برای اندیشیدن به سنت لیبرالی باز کند؛ تلاشی برای تلفیق آزادی دینی با برابری مدنی، بدون افتادن در دام سکولاریسم سختگیر یا دینسالاری پنهان. مدل تجزیهای لابورد با آنکه دشواریهای اجرایی و فلسفی خاص خود را دارد، افقی تازه در فلسفهی سیاسی معاصر گشوده است، جایی که «دین» نه خصم لیبرالیسم است و نه استثنایی بر آن، بلکه بخشی از همان گفتوگو دربارهی آزادی، وجدان و عدالت مدنی.
کتاب دین در دولت لیبرال
مترجم:
