لیلا سام
سفری شبانه با قطاری لوکس از فیلادلفیا به شیکاگو گرد هم بیاورد. هدفش روشن است: وادار کردنشان به اعتراف و روبهرو شدن با پیامد اعمالشان.
اما خیلی زود مسیر قطار از نقشهی آنا جدا میشود. یکی از مسافران به قتل میرسد و آشکار میشود که انتقام فقط انگیزهی آنا نیست. هر یک از سرنشینان گذشتهای مبهم و انگیزههایی پنهان دارند. قطار که نماد رستاخیز و تکرار گذشته است، به صحنهای از بیاعتمادی و فریب تبدیل میشود. با نزدیک شدن به مقصد، آنا درمییابد که هیچکس آنطور که به نظر میرسد نیست و حتی خودش نیز دیگر از تصمیماتش مطمئن نیست.
داستان از زاویهی دید محدود آنا روایت میشود و با فلشبکهایی به دوران کودکی و جنگ جهانی دوم، ریشههای تراژدی را آشکار میکند. ساختار روایی بر اساس ساعات سفر تنظیم شده و هر فصل با افزایش تنش و افشای رازهای جدید همراه است. سیجر در طول داستان تضاد میان عدالت و انتقام را بهتدریج برجسته میکند. در حالیکه آنا در پی اثبات حقانیت خود است، مرز میان قربانی و مقصر برای او و دیگران کمرنگ میشود. «مسیر انتقام» بیش از آنکه فقط معمایی در فضای بستهی قطار باشد، روایتی از تأثیر ماندگار جنگ، گناه و حافظه بر انسانهاست.
کتاب خونخواهی
مترجم:
