شهناز کمیلی زاده
بود که حرف بزنم. دوروتی، برای دخترها مثل هملت است. ایفای این نقش، بعد از نقش آنی در فیلم آنی هال و سندی در فیلم گریس، آرزوی هر دختر ده ساله ای محسوب می شود. آنی به من یاد داد که پرورشگاه ها در حال انفجار هستند و تنها چیزی که اهمیت دارد، این است که پول داشته باشی. گریس به من آموخت حضور در میان گروهی از آدم ها، یکسره مایه ی سرگرمی و تفریح است و برای به دست آوردن فرصتی برای جلب توجه مردان باید جذاب تر لباس بپوشی. ولی جادوگر شهر از، بهترین بود؛ از دوستی، ترس، مرگ، رنگین کمان ها و کفش های قرمز پولک دار و براق می گفت.
تا آن لحظه فقط دو بار روی صحنه رفته بودم. نخستین بار در مراسم و نمایش زمستانی در کلاس دوم روی صحنه رفتم. لباسی شبیه دانه ی برف بر تن داشتم و باید با صدایی موزون شعری را از بر می خواندم. میکروفن را با شیب تندی خیلی بالا قرار داده بودند، بنابراین روی نوک پنجه هایم ایستادم و آن را تنظیم کردم. سال بعد در مدرسه نقش یک شیر آوازه خوان را ایفا کردم. یال شیر (نخ ضخیم زمین شویی که رنگ شده و به کله ام بسته شده بود) مدام لیز می خورد و من وسط آواز خواندن، یواشکی آن را سر جایش می گذاشتم.
کتاب بله خواهش می کنم
مترجم:
