کالبد سخت و روح هوشمند
صنعت معدن کشور همواره با یک تضاد بنیادین دست به گریبان بوده است: دارا بودن ذخایر عظیم و کانیهای باارزش (زیرساخت سختافزاری)، در مقابل، بهرهبرداری با روشهایی که اغلب از سطح استاندارد جهانی عقبترند (نیاز به زیرساخت نرمافزاری). این شکاف، مستقیماً منجر به کاهش بهرهوری، افزایش هزینههای عملیاتی و استمرار چرخه کار برای شرکتهای فناور، این همافزایی حیاتی را تقویت کنند. این تسهیلات نباید صرفاً در حد اعطای مجوز باشد، بلکه باید شامل حمایتهای مالی هدفمند، معرفی پروژههای واقعی و تضمین بازار برای محصولات دانشبنیان در بخش معدن باشد.زمانی که یک شرکت دانشبنیان که متخصص در زمینه فلوتاسیون است، دسترسی مستقیم به یک معدن مس برای اجرای پایلوت (آزمایشی) پیدا کند، شاهد نتایج ملموس در افزایش بهرهوری خواهیم بود. این همافزایی، به طور مستقیم به اشتغال نخبگان در حوزههای تخصصی مرتبط با مواد و فرآیندهای معدنی کمک میکند و از مهاجرت مغزها جلوگیری مینماید.
صنعت معدن ایران دیگر در مرحله اثبات ظرفیتهای سختافزاری خود نیست؛ این ظرفیتها اثبات شدهاند. اکنون مرحله دوم، یعنی تحول دیجیتال و هوشمندسازی با اتکا به دانش بومی آغاز شده است. سرمایهگذاری بر فناوری و دانش، نه یک هزینه، بلکه اساسیترین گام برای تضمین بهرهوری پایدار، افزایش تابآوری اقتصادی و تحقق ارزش افزوده در دل منابع ملی است.
منبع :بازارکار جهاد دانشگاهی
