
ایران صفوی در میان دو قدرت بزرگ زمانه، یعنی امپراتوری عثمانی در غرب و ازبکها در شرق قرار داشت و در این میان، نقش علما در سازماندهی و مشروعیتبخشی به این تحول بسیار مهم بود.
یادداشت مهمان_ حسن عبدی پور، استاد تاریخ و تمدن: قرن دهم هجری یکی از مهمترین مقاطع تاریخ سیاسی و فکری ایران به شمار میآید؛ دورهای که در آن تشیع دوازدهامامی از یک گرایش مذهبی پراکنده به هویت رسمی و ساختاری یک دولت تبدیل شد. در این دوره، دولت صفوی با اعلام تشیع به عنوان مذهب رسمی، زمینه شکلگیری پیوندی تازه میان فقه شیعی و قدرت سیاسی را فراهم ساخت؛ پیوندی که نقش مهمی در تثبیت دولت صفوی و شکلگیری هویت مذهبی ـ سیاسی ایران ایفا کرد.
زمینه اان نتیجه همزمان سه عامل دانست: فشارهای ژئوپولیتیک منطقهای، ظرفیتهای نظری فقه شیعه درباره نیابت فقیه در عصر غیبت، و تجربههای تاریخی و اجتماعی علما در قلمروهای مختلف جهان اسلام. این پیوند نه تنها به تثبیت دولت صفوی انجامید، بلکه گفتمانی سیاسی و تمدنی در جهان شیعه پدید آورد که در برابر الگوهای رقیب در جهان اسلام شکل گرفت و در سدههای بعد نیز تأثیرات خود را حفظ کرد.

