
تقسیم جهان به غرب و بقیه سهم تمدنهای غیرغربی در شکلگیری تاریخ علم و فرهنگ جهانی را نیز کمرنگ جلوه میدهد.
یادداشت مهمان، حسن عبدیپور، استاد تاریخ و تمدن: مفهوم «غرب و بقیه جهان» (West and the Rest) از مفاهیمی است که در مطالعات فرهنگی و تمدنی معاصر مورد توجه قرار گرفته و بهویژه توسط استوارت هال (Stuart Hall)، نظریهپرداز مطالعات فرهنگی، برای توضیح نحوه شکلگیری گفتمان برتری غرب در دوران مدرن مطرح شد.
بر اساس این دیدگاه، در بسیاری از روایتهای تاریخی و سیاسی مدرن، جهان به دو بخش تقسیم میشود: «غرب» که بهعنوان نماد پیشرفت، عقلانیت و توسعه معرفی میشود و «بقیه جهان» که در این روایتها اغلب در جایگاهی حاشیهای یا عقبمانده قرار میگیرد. این چارچوب فکری تا حد زیادی در بستر گسترش استعمار اروپادیریت توازن قدرت جهانی همچنان یکی از اهداف ثابت سیاست خارجی این کشور باقی مانده است.
از این منظر، بازخوانی تاریخ تمدن و توجه به نقش تمدنهای شرقی، بهویژه تمدن ایرانی و اسلامی، میتواند به اصلاح برخی روایتهای یکسویه از تاریخ جهانی کمک کند. چنین رویکردی نشان میدهد که شکلگیری تمدن انسانی نتیجه تعامل و مشارکت تمدنهای مختلف بوده و هیچ تمدنی را نمیتوان جدا از تأثیرات متقابل فرهنگی و علمی در طول تاریخ فهمید.

