پرحرفی در مصاحبه؛ ضعف یا سبک شخصی؟
سال گذشته، ارتقا گرفتم و رئیس واحدمان شدم و این یعنی حالا مسوول استخدام و مدیریت یک تیم چهار نفره هستم. کار ما پروژهای است، بنابراین تقریبا دو بار در سال این فرصت را دارم که یک گروه جدید استخدام کنم. من ایدههای بزرگی در زمینه مصاحبه دارم. میدانم که مصاحبه شغلی چقدر میتواند فرصت خوبی برای شناختن آدمها با پیشینههای مختلف باشد. میدانم مصاحبه جایی است که میتوانم با کارجو صحبت کنم تا بفهمم مهارتهایش چطور میتوانند در تیم من به کار بیایند.
اما واقعیت این است که نمیتوانم مصاحبههای منسجمی برگزار کنم. منظورم مصاحبههایی است که دارای یک روال باشند و از نظر زمان و چارچوب و لحن و غیره، شبیه به هم باشند. البته سوالات و صحبتهایم را از قبل آماده میکنم، اما در اولین سکوت معذبکنندهای که وسط حرفها پیش میآید، از روی هیجان و برای آنکه یخ فضا را بشکنم، از بحث خارج میشوم. حس میکنم باید به کارجو بگویم «دقیقا میفهمم منظورت /p>
با این حال، بهبود دادن مهارتهای مصاحبهات ضرری ندارد. سعی کن به محتوا و چارچوبی که از قبل آماده کردهای پایبند بمانی، اما یک مقدار هم فضا بگذار که گفتوگو خودش پیش برود و یخ بین شما آب شود. مثلا میتوانی پنج دقیقه اول مصاحبه را به گرم کردن فضا اختصاص دهی. حتی میتوانی یک تایمر بیصدا یا ویبرهدار برای این کار تنظیم کنی و بعد از آن، بروی سراغ اصل مطلب و بخشهای مهم مصاحبه.
در نهایت، تمرین همه چیز است. مصاحبه شغلی با افراد چیزی نیست که همه ذاتا آن را بلد باشند. اکثر ما به تمرین نیاز داریم. سعی کن با یکی از دوستانت یک مصاحبه تمرینی نمایشی انجام دهی. سپس از او بازخورد بگیر. خودت را هم عادت بده که سکوتهای معذبکننده در گفتوگوهای روزمره را تحمل کنی. انجام دادنش به راحتی گفتنش نیست. اما یاد گرفتن، فقط با تمرین اتفاق میافتد.
نویسنده: Anna Holmes تجربه
منبع :بازارکار جهاد دانشگاهی
