
نظام آموزشی نباید تأخیر زمانی را با جبران آموزشی اشتباه بگیرد. در سالی که آموزش در سایه اختلالات قرار داشت، تعویق دوهفتهای امتحانات، فقط اضطراب دانشآموزان را تمدید میکند.
به گزارش خبرنگار مهر، در هر نظام آموزشی سالم، امتحان نشانهای است برای فهمیدن اینکه در مسیر یادگیری چه گذشته است. امسال مسئله آموزشوپرورش ایران فقط «تاریخ امتحانات» یا «حضوری و غیرحضوری بودن آزمونها» نیست. مسئله این است که آیا میتوان در سالی که آموزش با اختلال جدی روبهرو بوده، با همان منطق عادی، از دانشآموزان ارزشیابی کرد؟
آیا میتوان فرض گرفت که همه دانشآموزان در سراسر کشور، در همه استانها، در همه مدارس دولتی و غیردولتی، در شهر و روستا، در خانههای برخوردار و کمبرخوردار، فرصت برابر برای یادگیری داشتهاند؟ آیا وقتی بخشی از آموزش شرطهای آن را جدی بگیریم.
سال تحصیلی بحرانی، نیازمند سیاست ارزشیابی بحرانی است؛ نه به معنای بینظمی، بلکه به معنای تصمیم آگاهانه، منعطف، علمی و انسانی. در چنین سالی، آموزشوپرورش باید به جامعه نشان دهد که دانشآموز را فقط بهعنوان داوطلب امتحان نمیبیند؛ او را بهعنوان انسانی در حال رشد، شهروندی نوجوان، عضوی از خانواده، و یادگیرندهای آسیبپذیر اما توانمند میبیند.
امتحان اگر در جای درست خود بنشیند، میتواند به عدالت، شفافیت و بهبود یادگیری کمک کند. اما اگر جای آموزش را بگیرد، نه عدالت میآورد، نه یادگیری را نجات میدهد، نه اعتماد عمومی را افزایش میدهد. امروز مسئله اصلی این نیست که صرفاً امتحان چگونه برگزار شود؛ مسئله این است که آموزشوپرورش چگونه ثابت کند در میانه بحران، هنوز «آموزش» را اصل میداند و «ارزشیابی» را در خدمت آن قرار میدهد، نه برعکس.
