مختصر در مورد قضاوت و دادرسی در زمان هخامنشیان

زمانی که به تاریخچهی قضاوت و دادرسی در ایران مینگریم، جای بسی افتخار است که میبینیم این عدل و حاکمیت عدالت، ریشه در تاریخ و تمدن ایران دارد. اگر کشورهای دیگر چند قرن است که به ثبات در امر قضاوت و دادرسی رسیدهاند، ایران هزاران سال سابقهی مستند در امر قضاوت دارد.
کوروش کبیر، به عنوان سردمدار عدالت در جهان شناخته میشود او اولین منشور مکتوب حقوق بشر را تدوین نموده است که این خود دلیل محکمی بر سابقه این موضوع در ایران است. در این مقاله به بررسی وضعیت قضاوت در زمان هخامنشیان خواهیم پرداخت.
تاریخچه قضاوت در عصر هخامنشیان
در زمانی که مادها به عنوان اولین اقوام آریایی وارد هگمتانه شدند، قاضی فرزانهای در میان آنها به داوری میپرداخت. مردی باهوش و عادل به نام دیوکیس. این شخص چنان در قضاوت، عادل و زیرک بود که سرانجام در یک شورای همگانی به پادشاهی رسید. او “کوروش کبیر” سرسلسله و بنیانگذار حکومت هخامنشیان بود. با این مقدمه، در میابیم که تا چه اندازه دادگری در ایران باستان مهم و دارای ارزش بوده است.
سلسله مراتب قضاوت در عهد هخامنشی
پس از به پادشاهی رسیدن کوروش، تمام قضاوتها و دادرسیها زیر نظر خا شود.
نقاط ضعف قضاوت در دوران هخامنشیان
یکی از مهمترین نقاط ضعف قضاوت و دادرسی در زمان هخامنشی، نبود دستورالعمل مشخص برای جرم و کیفر بوده است. در واقع قاضی به میل خود کیفر تعیین میکرد و این باعث تبعیض و گاها ناحقی در مورد محکومان میشده است. هرچند شاه میتوانست حکم قاضی را بشکند اما به جز آن هیچ کس نمیتوانست قاضی را برای در نظر گرفتن کیفر نامتناسب با جرم مواخذه کند.
دومین نقطه ضعف دادرسی در این زمان، موروثی بودن نسبی قضات دادگاه بود بدین معنی که معمولاً مغان بعد از فوت یک قاضی فرزند او را به جایگاه قضاوت منصوب می کردند، که این باعث تضیع شدن حق کسانی میشود که توانایی قضاوت بهتری داشتند اما پدرانشان قاضی نبودند.
کلام پایانی
علیرغم نقاط ضعف اندک، شاهان هخامنشی بنیان گذاران آیین دادرسی و عدالت در ایران بودند. آنها خود را نمایندهی اهورامزدا میدانستند و حق شاهی را به خواست اهورامزدا بر خود روا می دانستند.
